تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
ديگر را نقض و طرد مىكنند و اين پذيرفتنى نيست . چه ، امكان ندارد در ذات يك شىء و از ناحيهء خودش تدافع و تنافى وجود داشته باشد ؛ يعنى اگر يك امر ذاتىِ يك شىء باشد ، محال است از ناحيهء ذات آن شىء مانعى براى تحقق و فعليت آن وجود داشته باشد ؛ مثلًا اگر رطوبت ، يك خاصيت ذاتى براى آب باشد ، مانعى در ذات آب براى فعليت اين اثر نمىتواند وجود داشته باشد . در مورد نفس نيز نمىتوان گفت : همهء علوم ذاتى نفس بوده و در عين حال اشتغال به تدبير بدن ، كه آن هم ذاتى نفس بوده و قوام نفس به آن است ، مانع از فعليت يافتن اين علوم و التفات به آنها مىباشد . « 1 » ] [ 3 ]

توجيه ذاتى بودن علوم براى نفس بر اساس نظريه افلاطون

آرى ، اين قول بر اساس نظريه‌اى كه به افلاطون نسبت داده شده ، موجه خواهد بود . افلاطون ، [ بنابر آن چه به وى منسوب است ] معتقد بود كه نفوس انسانى قديم زمانىاند [ و از ازل موجود بوده‌اند ] و همهء علوم براى وى ذاتى مىباشد . اما چون در برهه‌اى از زمان تعلق و تدبير به بدن بر وى عارض گشت ، اين تدبير موجب نسيان و فراموشى دانش‌هايى گشت كه در ذات وى ثابت مىباشد .
هامش
( 1 ) . مطلب را به گونه‌اى ديگر نيز مىتوان تبيين كرد و آن اين كه : بازگشت جمع ميان ذاتى بودن علوم براى نفس و اين كه تدبير بدن نفس را از التفات به علوم خود باز مىدارد ، به اجتماع نقيضين است ، كه به دو نحو قابل تبيين است : اول اين كه از يك طرف ، مقتضاى ذاتى بودن علوم براى نفس آن است كه نفس ذاتاً علت براى غفلت از علوم ذاتى اش نباشد ، زيرا غفلت از علوم يك نوع دورى از آنهاست و هرگز شىء لازم ذاتى اش را دور نمىكند . از طرف ديگر ، مقتضاى علت بودن تدبير بدن براى غفلت آن است كه نفس ذاتاً علت براى غفلت باشد ، زيرا تعلق به بدن و تدبير آن عين هويت نفس است . بنابراين ، لازمهء جمع ميان دو امر ياد شده آن است كه نفس ذاتاً هم علت غفلت باشد و هم علت نباشد . و اين اجتماع نقيضين است . بيان دوم اين كه : مقتضاى ذاتى بودن علوم براى نفس - آن گونه كه صاحبان اين نظريه گفته‌اند - آن است كه نفس در آغاز وجودش التفات به آنها داشته باشد و فقط اشتغال به تدبير بدن او را از اين التفات باز داشته باشد . مقتضاى شاغل بودن تدبير بدن از التفات به آنها ، با توجه به آن كه تدبير بدن ، ذاتى نفس مىباشد ، آن است كه نفس از آغاز ، التفات به آن علوم نداشته باشد