هستند كه آثار بر آنها بار نمىشود . [ در بحثهاى گذشته روشن ساختيم كه تشكيل يك مفهوم و يك علم حصولى در ذهن متوقف بر ارتباط با مصداق آن مفهوم است . « 1 » ] بنابراين ، بايد گفت اين مفاهيم از مصاديقى كه در ذهن هستند ، انتزاع شدهاند .
نحوهء انتزاع مفاهيم ذهنى يا معقولات ثانوى منطقى
نحوهء انتزاع آن دسته از معانى كه حيثيت مصاديق آنها حيثيت بودن در ذهن مىباشد [ مانند كلى ، ذاتى ، عرضى ، جنس و فصل ] بدين شرح است كه : ذهن ما مىتواند مفهومى را كه از خارج انتزاع نموده است ، مصداق قرار دهد و خودش را لحاظ كند ، [ نه آن كه آن را مرآتى براى لحاظ خارج قرار داده و در آن بنگرد . ] در اين نگاه ، عقل ضرورتاً خواص و ويژگىهايى را در آن مفهوم مىيابد و براى آن اعتبار مىكند .
فىالمثل پس از آن كه مفهوم انسان را از چند فرد خارجى - مانند حسن و حسين و تقى - برگرفت ، آن مفهوم را مىگيرد و آن را در همان حال كه يك مفهوم ذهنى [ و حاكى از مصاديق خارجى خود ] است ، مصداق قرار مىدهد و به خواص و ويژگىهايى كه آن را در برگرفته ، نظر مىافكند ؛ مثلًا مىيابد كه آن مفهوم بيانگر تمام ماهيت مصاديق خود است ، ( / نوع ) ؛ يا بيانگر جزء ماهيت افرادش است ( / جنس و يا فصل ) و يا حاكى از يك ويژگى بيرون از ذات مصاديق خود مىباشد ، كه يا مساوى با آن است ( / خاصه ) و يا اعم از آن مىباشد ( / عرض عام ) . همچنين مىيابد كه آن مفهوم قابل صدق بر مصاديق متعدد است ( / كليت ) و به همين ترتيب . [ و در اين لحاظ مفاهيمى مانند نوع ، جنس ، فصل و غير آن را از آن مفهوم انتزاع مىكند . ]
[ حاصل آن كه ذهن داراى مراتب است . در يك مرتبه مفهومى به نام « انسان » در
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل سوم ، فرع دوم ، ص 73