تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
اعتبارى كه معقولات ثانوى را تشكيل مىدهند ، خود بر سه دسته‌اند : ] 1 - مفاهيمى كه حيثيت مصداقشان حيثيت در خارج بودن و منشأ آثار خارجى بودن است . از اين رو ، چنين امورى وارد ذهن - كه حيثيتش عدم ترتب آثار خارجى است - نتواند شد ، چرا كه ورود آنها در ذهن مستلزم انقلاب در ذات آنها خواهد بود ؛ [ بدين معنا كه امر خارجى و منشأ اثر بايد در عين حال كه امر خارجى و منشأ اثر است ، امر ذهنى و فاقد اثر گردد . ] « وجود » و صفات حقيقى وجود كه در خارج عين وجوداند و كثرت آنها تنها به واسطهء تحليل‌هاى عقلى مىباشد - مانند : وحدت و وجوب - از اين قبيل‌اند . 2 - مفاهيمى كه حيثيت مصداقشان آن است كه در خارج تحقق نداشته باشد - مانند عدم - نيز نمىتوانند وارد ذهن شده و لباس وجود ذهنى بر تن كنند ، چرا كه ورود آنها در ذهن مستلزم انقلاب مىباشد ؛ انقلاب به چيزى كه قابل وجود خارجى مىباشد . [ يعنى لازم مىآيد كه مثلًا عدم ، با آن كه نمىتواند در خارج موجود شود و اساساً حيثيتش ، حيثيت عدم تحقق در خارج است ، بتواند در خارج موجود گردد . ] بنابراين ، آن چه وجود خارجى ندارد وجود ذهنى نيز نمىتواند داشته باشد . [ توضيح آن كه : وجود ذهنى بر همان چيزى كه وجود خارجى را مىپذيرد ، عارض مىگردد و تفاوت ميان وجود خارجى و ذهنى تنها در ترتب و عدم ترتب آثار است . بنابراين ، اگر فرض شود حيثيت « عدم » به گونه‌اى است كه معروض وجود
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 141 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى