[ در همان سلسلهء سه عضوىِ يادشده ، ] معلول و علتش و علتِ علتش را ، از آن جهت كه با يكديگر مرتبطاند ، درنظر بگيريم ، علتِ علتْ علتِ نخستين و مطلق نسبت به آن دو عضو ديگر سلسله خواهد بود و آن دو عضو ديگر نسبتِ معلوليت با آن خواهند داشت ؛ [ از اين جهت ، آن دو عضو ديگر همسانند ، ] اگرچه در اين جهت كه يكى معلولِ بىواسطه و ديگرى معلولِ با واسطهء آن علت نخستين است ، با يكديگر تفاوت دارند . [ در هر حال ] هيچيك از آن دو عضو ديگر اين ويژگىِ علت نخستين را ندارند ؛ [ يعنى نسبت به ديگر اعضا عليتِ مطلقه ندارند ، ] نه عضو اخير و نه عضو ميانى . زيرا عضو ميانىِ اين سلسله ، كه علت مستقيم و مباشرِ عضو اخير است ، تنها علت يك شىء است و آن عضو اخيرْ علت براى هيچ چيزى نيست . [ پس حكمِ عليت مطلقه تنها از آنِ يكى از اعضاى سهگانهء سلسلهء يادشده است . ]
[ 6 ] هريك از حلقاتِ سهگانهء [ سلسلهء موردبحث ] خصيصه و ويژگىاى دارد ؛ خصيصهء طرف « 1 » معلول آن است كه علتِ چيزى نيست ؛ خصيصهء طرف ديگر آن است كه علتِ همهء ماسواى خود است و خصيصهء آنچه در وسط قرار گرفته آن است كه علتِ يك طرف و معلول طرفِ ديگر سلسله مىباشد ، خواه آنچه در وسط قرار گرفته است يك حلقه باشد و يا بيشتر باشد و اگر بيش از يك حلقه بود ، خواه تعداد محدودى باشند كه بر يكديگر مترتب شدهاند و يا تعداد نامحدودى باشند . [ در هر حال ، آنچه در وسط قرار گرفته است ، حكمش و خصيصهاش آن است كه علتِ يك طرف و معلول طرف ديگر مىباشد . ]
پس اگر سلسلهء محدود و متناهىاى از علتها و معلولها را درنظر بگيريم تمام حلقههايى كه در وسط و در ميان دوطرفِ سلسله قرارگرفته است ، مانند يك حلقهء واحد خواهد بود كه در ميان دوطرف قرار گرفته است و در پيوند با دوطرف سلسله
هامش
( 1 ) . مقصود از دوطرف سلسله ، دوسر آن مىباشد