هيچ يك از اجزاى سلسله تحقق نخواهد يافت ، چرا كه وجود رابط تنها با تكيه بر وجود مستقل مىتواند تحقق يابد و بدون آن ، وجودش محال و ممتنع خواهد بود .
[ اين برهان تنها در سلسلهء عللِ فاعلى جارى مىگردد و سلسلهء علتها تامه را نيز ، از آن جهت كه مشتمل بر علت فاعلى است ، دربر مىگيرد ؛ توضيح آن كه : وجود معلول نسبت به علتِ فاعلى ، يعنى علتِ مفيض وجود و هستىبخش ، فىغيره و رابط مىباشد . پس وجود معلول از شؤن وجود علتِ هستىبخش مىباشد و در نتيجه ، علت و معلول هردو موجود به يك وجود بوده و تفاوتشان تنها به مرتبهء وجودى آنها مىباشد . بنابراين ، اگر سلسلهاى از علتها و معلولها را درنظر بگيريم ، تمام آنها موجود به يك وجود واحد ، اما داراى مراتب گوناگون مىباشند .
حال اگر اين وجود واحد به يك مرتبهء مستقل و غيرمعلول برسد ، سلسلهء يادشده محدود و متناهى خواهد بود و تسلسلى در آن رخ نداده است . اما اگر به چنين مرتبهاى نرسد و مراتب آن همگى رابط و غيرمستقل باشند ، لازمهاش آن است كه اين وجود واحد - كه جامعِ همهء مراتب است - عين ربط باشد . اما تحقق يك وجود رابط ، بدون تحقق وجود مستقلى كه بدان قوام بخشد ، محال مىباشد - زيرا معنايش آن است كه وجود رابط در عين حال كه رابط است ، رابط نباشد - پس تحقق چنين سلسلهاى محال مىباشد . و هذا هوالمطلوب . ]
برهان دوم
[ 5 ] اين برهان را ، كه به « برهان وسط و طرف » شهرت دارد ، شيخالرئيس ابداع نموده و در شفا بيان كرده است ؛ آنجا كه مىگويد :
« اگر معلولى را فرض كنيم و براى آن معلول ، علّتى و براى علتش نيز علتى را درنظر بگيريم ، امكان ندارد كه تا بىنهايت براى هر علّتى علتى باشد [ و يك سلسلهء نامتناهى از علل تحقق يابد . ] دليل محال بودن تسلسل در سلسلهء علل آن است كه : اگر