تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
بنابراين ، ميان اجزاى زمان يك نحوه تقدم و تأخرى وجود دارد كه اجتماع جزء متقدم و جزء متأخر در آن با يك‌ديگر ناممكن مىباشد ؛ بر خلاف ديگر اقسام تقدم و تأخر [ كه متقدم و متأخر در آن با يك‌ديگر جمع مىشوند . ] هم‌چنين ميان حوادث و رويدادها ، كه در واقع حركت‌هايى هستند كه بر زمان منطبق مىگردند ، تقدم و تأخر زمانى وجود دارد و اين تقدم و تأخر به واسطهء زمانى است كه تعيّن اين حركات بوده و امتداد آنها را مشخص مىسازد ؛ همان‌گونه كه جسم طبيعى امتدادهاى سه‌گانه [ / امتداد در طول ، عرض و عمق ] را به واسطهء جسم تعليمى ، كه تعيّن آن است ، دارا مىباشد . « 1 » [ حاصل آن‌كه : تقدم ديروز بر امروز ذاتى است ، اما تقدم حوادثى كه ديروز رخ داده ، بر پديده‌هايى كه امروز واقع مىشود ، به تبع تقدم ديروز بر امروز است . ] از اين‌جا فلاسفه به اين نكته پى بردند كه در جهان هستى اقسام ديگرى از تقدم و تأخر حقيقى وجود دارد ؛ پس همهء اقسام آن را ، اعم از اقسام حقيقى و اعتبارى ، استقرا كرده و شمار آن را به نُه رساندند . قسم اول : تقدم و تأخر رتبى ؛ قسم دوم : تقدم و تأخر به شرف ؛ قسم سوم : تقدم و تأخر زمانى ، كه دربارهء آن گفت و گو شد . [ و اقسام ديگر آن عبارتند از : ] [ 5 ]

4 - تقدم و تأخر طبعى

« تقدم طبعى » عبارت است از : تقدم علت ناقص بر معلول . چرا كه با ارتفاع آن ، معلول مرتفع مىگردد ، ولى با بودن آن ، معلول وجوب وجود نمىيابد . و « تأخر طبعى » عبارت است از : تأخر معلول از علت ناقص .
هامش
( 1 ) . البته اصل امتدادهاى سه گانه را جسم طبيعى ذاتاً داراست ؛ چنان‌كه در تعريف آن آورده‌اند : « جسم طبيعى جوهرى است كه در جهات سه‌گانه امتداد دارد » . اما تعيّن و تشخص اين امتدادها به واسطهء جسم تعليمىاى است كه بر آن عارض مىگردد . بنابراين ، آن‌چه عبارت موهم آن است ، مقصود مؤلف بزرگوار قدس سره نيست .