[ 1 ]
فصل اولسَبْق و لُحوق
سبق و لُحوق همان تقدم [ / پيشى ] و تأخر [ / پسى ] است . [ در اين فصل مفهوم تقدم و تأخر را تحليل كرده و اقسام گوناگون آن را بيان مىكنيم و نحوهء انتقال از بعضى اقسام تقدم و تأخر به بعض اقسام ديگر آن را بيان مىكنيم . ]
1 - تقدم و تأخر رتبى
گويا نخستين آشنايى با مفهوم تقدم و تأخر ازطريق مصاديق محسوس آن حاصل شده است . اگر چيزى را كه دو شىء ديگر مشتركاً با آن نسبت دارند ، به عنوان مبدأ درنظر بگيريم و آن دو شىء به گونهاى باشند كه آن مقدار از نسبت خاص را كه شىء دوم با آن مبدأ مفروض دارد ، شىء اول نيز واجد باشد ، اما همهء آنچه را شىء اول دارد شىء دوم نداشته باشد [ و به ديگر سخن : بهرهء شىء اول از نسبت با مبدأ مفروض ، بيش از نصيب شىء دوم باشد ، با آنكه هر دو در اصل نسبت داشتن با آن مبدأ مشتركاند ] ؛ در اين صورت اين حالت خاص شىء نخست [ يعنى بيشتر بودن نسبتش با مبدأ ] « تقدّم » ناميده مىشود و آن حالت خاص شىء دوم [ يعنى كمتربودن نسبتش با مبدأ ] « تأخر » خوانده مىشود .
مثلًا اگر محراب مسجد را مبدأ فرض كنيم ، امام و مأموم هر دو نسبت قرب و