تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
گذشته گفتيم : تمام اعراض به تبع حركت جوهرى موضوع خود ، در حركت مىباشند . از اين‌رو هيچ‌يك از آنها « ساكن » نخواهند بود . ] [ 3 ] البته در جهان مادى نوعى سكون نسبى براى موضوعات مادى ثابت مىباشد ، كه گاهى اشياى مادى در مقايسه با حركات ثانويى كه در مقولات چهارگانه : كم ، كيف ، أين و وضع روى مىدهد ، بدان‌ها متصف مىگردند . [ توضيح اين‌كه : همهء اجسام ، براساس نظريهء حركت جوهرى ، داراى يك حركت دائم و مستمر در ذات و جوهر خود مىباشند ؛ حركتى كه از قوهء محض آغاز و به فعليت محض پايان مىيابد . ازطرفى ، اعراض اين اجسام ، به تبع تغيير و تحول دائمى موضوع خود ، در يك حركت دائم و مستمر به‌سر مىبرند . بنابراين ، در جهان مادى هيچ‌چيز ساكن ، اعم از جوهر و عرض ، وجود ندارد و براى سكون مصداق حقيقى و مطلق نمىتوان يافت . اما اعراض و به‌ويژه اعراض چهارگانهء كم ، كيف ، أين و وضع ، حركت ديگرى - علاوه بر حركتى كه به تبع حركت موضوع خود دارند - ، كه آن حركت دائم و مستمر نيست . مانند حركت جسم از يك مكان به مكان ديگر ، كه در زمان محدودى انجام مىگيرد و پس از مدتى پايان مىيابد و تمام مىشود . با تمام شدن اين حركت ، جسم موردنظر در يك سكون نسبى به سر خواهد بود ؛ يعنى فاقد حركت ثانوى در مقولهء أين مىشود ، با آن‌كه صلاحيت آن حركت را دارد . حاصل آن‌كه : اطلاق سكون بر جسمى كه وضع يا أين آن ثابت به نظر مىسد و يا كم و كيف آن يك‌نواخت مىنمايد ، به لحاظ نبود حركت ثانويى است كه جسم در اين مقولات مىتواند داشته باشد و ندارد ، نه به لحاظ نبود مطلق حركت . بنابراين ، اين سكون نسبى است و نه مطلق . ]