تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

مقدمهء دوم :

[ هرگونه تغيير و تحوّلى كه در يكى از شئون و مراتب يك موجود روى دهد ، نشانه‌اى از تغيير درونى و ذاتى آن موجود به شمار مىرود . ] بنابراين ، تغيير و نوشوندگىِ اعراض [ ، كه امرى مسلّم و بديهى است ، ] بيانگر تغيير جواهرى است كه موضوع آنها مىباشند . پس حركت‌هاى عرضى خود دليلى بر حركت جوهرى است . [ 8 ]

نتايج بحث

نتيجهء نخست : وحدت صورت‌هاى جوهرىِ وارد بر ماده

صورت‌هاى جوهرىاى كه يكى پس از ديگرى بر روى ماده مىآيد ، در حقيقت يك صورت جوهرى واحد و گذرا است ، كه بر ماده [ / هيولاى اولى ] جارى مىگردد و موضوعش همان ماده است ، كه توسط يكى از صورت‌هاى جوهرى قوام مىيابد و پابرجا نگه داشته مىشود ؛ چنان‌كه در بحث جواهر و اعراض بدان اشاره شد . و اين صورت جوهرىِ واحد و گذرا به گونه‌اى است كه ما از هريك از حدود آن مفهوم خاصى ، غير از آن‌چه از حدود ديگر به دست مىآيد ، انتزاع مىكنيم و آن را ماهيت نوعى مىناميم ، كه با ديگر ماهيات در آثارش تفاوت دارد . [ اصولى كه نتيجهء فوق بر آنها مترتب مىگردد ، بدين شرح است : الف - حركت در مقولهء جوهر امرى ثابت و اجتناب‌ناپذير است . ( در فصل دوم و همين فصل ثابت گشت ) . ب - حركتْ يك واحد متصل و پيوسته است ، كه تدريجاً تحقق مىيابد و انقسام آن به نحو بالقوه و صرفاً ذهنى است . ( در فصل پنجم به اثبات رسيد . ) ج - معناى حركت در يك مقوله آن است كه در هر آن از آنات حركت يك نوع از انواع آن مقوله بر متحرك درمىآيد . ( در فصل ششم به اثبات رسيد . ) د - در حركت جوهرى ، صورت‌هاى جوهرى پياپى ، عين حركت‌اند و حركت
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 304 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى