[ 5 ]
نتايج بحث
1 - در خارج علت و معلولى تحقق دارد . [ زيرا بنابر برهانى كه در آغاز فصل بيان شد ، هر ماهيتى در وجود و هستى خود نيازمند علت مىباشد ؛ ازسوى ديگر ، هر انسان سليمالذهنى اذعان دارد كه در خارجْ ماهياتى تحقق دارد : سنگى هست ، آب و خاك و انسانى هست و . . . . از انضمام اين دو مقدمه به يكديگر اين نتيجه بهدست مىآيد كه : رابطهء عليت و معلوليت در جهان بيرون ، ميان پارهاى از اشيا با شىء يا اشياى ديگر برقرار مىباشد . ]
2 - هر ممكنى معلول است ، [ زيرا امكان به معناى تساوى نسبت شىء به وجود و عدم مىباشد و چيزى كه نسبتش به وجود و عدم يكسان است ، براى اتصاف به هريك از آنها به يك مرجح بيرونى به نام علت نياز دارد . پس هر ممكنى معلول غيرخودش مىباشد . ]
فقر و وابستگى حقيقتاً از آن وجود معلول است
3 - عليت و معلوليت يك رابطهء وجودى ميان معلول و علتش است و طرفين اين رابطه را وجود علت و وجود معلول تشكيل مىدهد ، [ نه ماهيت معلول و ماهيت علت ] ؛ اگرچه در پارهاى از تعبيرها وابستگى و نياز و فقر به ماهيت نسبت داده مىشود [ و مثلًا گفته مىشود : ماهيت شىء محتاج علت مىباشد . « 1 » اما اين كلام تعبير دقيق و متقنى نيست . ]
بنابراين ، آنچه [ حقيقتاً محتاج و نيازمند است و ] جايگاه اصلى فقر و وابستگى
هامش
( 1 ) . چنانكه در آغاز همين فصل در كلام حضرت علامه رحمه الله آمده است : « فهى - اى الماهية - فى رجحان احدالجانبينلها محتاجة الى غيرها »