تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
[ نسبت حركتِ توسطى به هريك از حدود مسافت ، در واقع ، نسبت كلّى به افرادش است و از اين جهت ، حركت توسطى مانند تغيّر دفعى است ، كه بر حدود فرضىِ حركت قطعى منطبق مىگردد . ] [ 4 ]

حركت قطعى :

معناى ديگر حركت عبارت است از : [ « بودن شىء متحرك ميان مبدأ و منتها ؛ به گونه‌اى كه نسبتى به هريك از حدود فرضىِ مسافت دارد ، حدّى را رها كرده و به حدّ ديگرى مىرسد ؛ حدودى كه هركدام فعليتِ قوهء پيش از خود و قوهء فعليتِ پس از خود مىباشند . » حركت بدين‌معنا مستلزم قابليت انقسام به اجزا ، گذرا و تدريجى بودن است و نيز اجزاى آن پخش بوده و تحقق جمعى و هم‌زمان آنها ناممكن مىباشد . ] اين معناى حركت ، « حركت قطعى » ناميده مىشود . [ حركت قطعى يك وجود ممتد از مبدأ تا منتها دارد و نسبت آن به هر قطعه از آن ، نسبت كل به جزء مىباشد . ]

توضيح بيشتر دربارهء حركت توسطى و حركت قطعى

[ براى روشن‌شدن معناى حركت توسطى و حركت قطعى به اين مثال توجه كنيد : گلوله‌اى را درنظر بگيريد كه يك مسافت ده‌مترى را در زمان ده‌ثانيه طى مىكند . در اين‌جا ذهن دو كشش و دو امتداد تشخيص مىدهد : يكى امتداد مكانى ( ده‌متر ) و ديگرى امتداد زمانى ( ده‌ثانيه ) . اين دو امتداد به نحوى بر يك‌ديگر انطباق دارند ؛ يعنى مىتوان گفت : گلوله دريك قطعهء زمانى به طول ده‌ثانيه ، در يك قطعهء مكانى به طول ده‌متر قرار دارد . حال اگر آن قطعهء زمان را به دو قطعهء كوچك‌تر تقسيم كنيم ، آن قطعهء مكان نيز به دو جزء كوچك‌تر تقسيم خواهد شد ؛ يعنى گلوله در زمانى كمتر از ده‌ثانيه ( مثلًا يك ثانيه ) درمسافتى كمتر از ده‌متر ( مثلًا يك متر ، درجايى كه حركت يك‌نواخت باشد ) قرار دارد . اين واقعيت خارجى را به دو صورت مىتوان تعبير و تفسير كرد :
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 262 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى