مبدأ و منتها ) . « 1 » فلاسفه در اينكه كدام يك از معانى فوق در خارج تحقق دارد و كداميك تحقق نداشته و صرفاً ذهنى مىباشد ، اختلافنظر دارند . در اين باب سه نظريه وجود دارد :
1 - نظريهء نخست اينكه : حركت توسطى در خارج موجود است و حركت قطعى امرى ذهنى است . از ظاهر كلام شيخالرئيس همين نظريه استفاده مىشود و حكماى پس از وى ، لااقل تا زمان ميرداماد ، اين نظريه را پذيرفتهاند .
2 - نظريهء دوم آن است كه : حركت قطعى در خارج وجود دارد و حركت توسطى امرى ذهنى بوده و در خارج تحقق ندارد . ملاصدرا رحمه الله تا اندازهء زيادى متمايل به اين نظريه است ، اگرچه نمىخواهد آن را بهطور صريح بيان كند .
3 - نظريهء سوم اينكه : هر دو حركت وجود دارند و بر خارج منطبق مىشوند . طبق اين نظريه كه مؤلف ارجمند قدس سره پيرو آن است ، حركت قطعى و حركت توسطى در واقع دو اعتبار از يك واقعيت واحد مىباشند . « 2 » باتوجه به مقدمهء فوق ، به شرح هريك از معانى حركت مىپردازيم . ]
حركت توسطى :
يك معنا و يك اعتبار حركت ، عبارت است از : « بودن شىء متحرك ميان مبدأ و منتها ؛ به گونهاى كه هريك از حدود فرضىِ مسافت درنظر گرفته شود ، متحرك در لحظهء قبل و در لحظهء بعد در آن حدّ وجود ندارد ، [ بلكه فقط در يك لحظه و در يك « آن » در آن حد وجود دارد . ] » حركت بدينمعنا يك حالت بسيط [ / غيرممتد ] ، ثابت [ / قارّ ] و غيرقابل تقسيم است . اين معناى حركت « حركت توسطى » ناميده مىشود .
هامش
( 1 ) . اين نكته را نبايد ازنظر دور داشت كه موضوع بحث در اين مرحله همان حركت قطعى است و تعريفهايى كهبراى حركت تاكنون بيان شد ؛ مانند : « خروج تدريجى از قوه به فعل » ، همه در مورد حركت قطعى صادق است نه حركت توسطى
( 2 ) . ر . ك : حركت و زمان ، ج 1 ، ص 61