تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

هيچ تغيّرى بدون حركت تحقق نمىيابد

تغيّر تدريجى [ از آن‌جا كه در طول زمان تحقق مىيابد ، ازنوعى امتداد و كشش برخوردار مىباشد ؛ لذا ] هميشه قابل انقسام به اجزايى گذرا و بىقرار مىباشد « 1 » ؛ اجزايى كه با يك‌ديگر و به‌طور هم‌زمان نمىتوانند به وجود آيند . چنين تغيّرى همان حركت مىباشد . [ بنابراين ، كوتاه‌ترين تعبيرى كه در تعريف حركت مىتوان بيان كرد همين است كه : « حركت تغيّر تدريجى است » . ] اما تغيّر دفعى نيز بدون حركت نمىتواند تحقق يابد ، زيرا هر تغيّر دفعى نيازمند موضوعى است كه آن تغيّر را بپذيرد و نيز نيازمند قوه‌اى است كه پيش از حدوث آن تغيّر وجود داشته باشد . و پيش از اين دانستيم كه درآمدن شىء از قوه به فعل ، به هر صورت كه درنظر گرفته شود ، بدون حركت نخواهد بود . منتها تغيّر موردنظر ، چون دفعى است ، از معانيى خواهد بود كه بر اجزاى آنى حركت « 2 » منطبق مىگردد ؛ مانند : رسيدن ، رهاكردن ، متصل شدن و جداگشتن . بنابراين ، تغيّر ، به هر صورت فرض شود ، بدون حركت نخواهد بود . [ توضيح برهان فوق آن است كه : پديده‌اى كه در اثر تغيّر دفعى به وجود مىآيد ،
هامش
( 1 ) . ويژگى ذاتى هر امر ممتدى آن است كه به اجزايى از جنس خود قابل انقسام مىباشد و اين انقسام حدّ يقف‌ندارد ؛ مثلًا يك حجم قابل انقسام به حجم‌هاى كوچك‌تر و يك سطح قابل انقسام به سطح‌هاى كوچك‌تر و يك خط قابل انقسام به خطوط كوچك‌تر مىباشد . برهمين اساس ، حركت ، كه يك امر ممتد و غيرقار است ، نيز قابل انقسام به اجزاى كوچك‌ترى است ، كه همهء آنها از جنس خود حركت مىباشند ؛ يعنى خودشان نيز ممتد ، گذرا و بىقرارند ( 2 ) . تعبير « اجزاى آنى حركت » خالى از مسامحه نيست و بهتر است به جاى آن از تعبير « حدود آنى حركت » استفاده‌شود ، زيرا اجزاى حركت ، به نوبهء خود ، حركت بوده و امتداد زمانى دارند و هرگز براى حركت اجزاى آنى نمىتوان درنظر گرفت . اما « حد » عبارت است از فصل مشتركى كه ميان دو جزء يك امر ممتد اعتبار مىشود ؛ به گونه‌اى كه مىتواند آغاز يا پايان هريك از دو جز و يا آغاز يكى و پايان ديگرى باشد ؛ مانند نقطه‌اى كه در وسط خط در نظر گرفته مىشود آن را به دو پاره خط تقسيم مىكند . جداشدن و يا متصل شدن در حركت نيز حكم نقطه در خط را دارد