فصل چهارماقسام تغيّر « 1 »
[ 1 ]
خروج از قوه به فعل توأم با نوعى تغيّر است
پيش از اين دانستيم كه خروج شىء از قوه به فعل هميشه توأم با نوعى تغيّر و دگرگونى مىباشد و اين تغيّر يا در ذات شىء است و يا در احوال ذات . و به تعبير ديگر : تغيّر يا در ذات شىء است ؛ مانند آنجا كه يك نوع جوهرى به يك نوعِ جوهرى ديگر منتقل مىشود و يا در عَرَضى شىء مىباشد ؛ مانند آنجا كه احوالِ عرضى شىء دگرگون مىشود .
[ نكتهء عدول از تعبير « ذات » به « ذاتى » آن است كه ذات شىء از وجود نفسى آن انتزاع مىگردد ، كه يك وجود به شرط لا است و داراى ماهيت مىباشد ، اما ذاتىِ شىء از وجود نعتى آن گرفته مىشود ، كه يك وجود لابشرط مىباشد و همانگونه كه در فصل ششم خواهد آمد ، شىء به اعتبار وجود نفسىاش دگرگون و متحول نمىشود ، بلكه تغيّر و تحوّل تنها به اعتبار وجود نعتى شىء مىباشد .
در مورد « عرضى » نيز همين مطلب صادق است . حالاتى كه بر شىء عارض
هامش
( 1 ) . تغيّر از مادهء غير گرفته شد و به معناى « ديگرشدن » و « دگرگون شدن » است . تبدّل و تحوّل نيز معنايى نزديك به تغيّر دارند