داريم ، كه به آن قوهء جوهرىِ مبهم ، تعيّن مىدهد . همانگونه كه يك امتداد جوهرىِ مبهم داريم كه به واسطهء حجم ، كه يك امتداد عرضى است ، تعين مىيابد . ]
[ 6 ] امر دوم : پيدايش پديدههاى جوهرى هميشه ملازم است با تغيير در صورتها و پيدايش پديدههاى عرضى هميشه همراه است با تغيير در احوال .
[ بدينمعنا كه آمدن صورت جديد توأم با رفتن صورت پيشين و آمدن عرضِ جديد همراه با رفتن عرض پيشين مىباشد . و اين بدان خاطر است كه هميشه چيزى تبديل به چيز ديگر مىگردد ، نه آنكه شىء ابتداءاً به وجود آيد . ]
امر سوم : قوه هميشه قائم و متكى به يك فعليت است و ماده هميشه قائم و متكى به يك صورت است كه آن را نگه مىدارد . و آنگاه كه صورتى در پى صورت ديگر پديد مىآيد ؛ [ مانند آنجا كه صورت بخار به جاى صورت آب مىنشيند ] ، صورت جديد جايگزين صورت قديم مىگردد و مادّه را قوام مىبخشد .
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٦