تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
سختى و دشوارى تحت تأثير عوامل بيرونى واقع مىشود و به سختى منفعل مىگردد . گويا توهم شده است همان‌گونه كه فعل و تأثير يك اثر موجود در فاعل است [ و داراى مبدأ مىباشد ] ، انفعال نيز يك اثر است كه در مبدأش موجود مىباشد . [ قوه در اين اطلاق به معناى « مقاومت در برابر عامل خارجى » است - مانند مقاوم بودن بدن در برابر بيمارى و مقاوم بودن آهن در برابر ضربه‌هايى كه بر آن وارد مىشود - به گمان آن‌كه چيزى در منفعل هست كه مانع از انفعال سريع آن مىشود و آن را در برابر تأثيرهاى خارجى نيرومند مىسازد . قوّه در اين اطلاق در برابر « لاقوه » است و آنها دو نوع از كيفيت استعدادى شمرده مىشوند . ] « 1 » بار ديگر نيز در معناى قوه توسعه دادند و آن را بر مطلق مبدأ انفعال اطلاق كردند ، اگرچه سخت و دشوار نباشد ؛ به گمان آن‌كه [ انفعال مقول به تشكيك است و ] دشوارى انفعال و آسانى آن از يك سنخ بوده و اختلافشان تنها در شدت و ضعف مىباشد . و براساس اين توسعه در معناى قوه ، در ميان مردم متداول است كه مىگويند : در قوهء فلان شىء است كه به آن شىء ديگر تبديل شود . [ مثلًا مىگويند : در قوهء دانهء گندم است كه به بوتهء گندم تبديل شود . ] و نيز مىگويند : فلان امر ، در اين شىء بالقوه موجود است . [ مثلًا بوتهء گندم دردانهء گندم بالقوه موجود است ] . اين است معناى قوه [ و تحولات آن ] نزد تودهء مردم . [ 3 ] و چون حكيمان ملاحظه كردند پديده‌هاى زمانى ، اعم از صورت‌ها و اعراض ، پيش از آن‌كه وجود بالفعل بيابند ، « امكانى » دارند ، كه بر همان حيثيت « قبول و انفعال » ، كه تودهء مردم آن را « قوه » مىنامند ، منطبق مىشود ، وجود امكانىِ شىء را « قوه » ناميدند - همان‌گونه كه [ متناسب با معناى نخستين قوه ] ، مبدئى را كه افعال از آن صدور مىيابد « قوه » ناميدند و قوه را بر علت‌هاى فاعلى اطلاق كرده و گفتند : قواى
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل چهارم از مرحلهء ششم
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 227 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى