مقدمه
[ 1 ]
معناى اصطلاحى قوه و فعل :
« فعل » عبارت است از : وجود خارجى شىء به گونهاى كه آثار موردانتظار از آن ، بر آن بار شود ؛ در اين صورت گفته مىشود : « وجود آن شىء بالفعل است » . و « قوّه » عبارت است از : امكان شىء كه پيش از تحقق شىء وجود دارد . و [ آنگاه كه شىء در مرحلهء امكان است و آثار موردانتظار بر آن مترتب نمىگردد ] گفته مىشود : « وجود شىء بالقوه است » ؛ مثلًا نطفهء انسان ، تا هنگامى كه نطفه است ، انسان بالقوه مىباشد و آنگاه كه تبديل به انسان گشت ، انسان بالفعل مىگردد و آثار انسانيت ، يعنى آثارى كه از نوع انسان مطلوب است ، بر آن مترتب مىشود .
[ 2 ]
معناى لغوى « قوه » و تطوّرات آن :
چنين مىنمايد كه قوه « 1 » در آغاز به معناى مبدأ كارهاى دشوار و سخت [ / نيرومندى ] بوده است ؛ يعنى اينكه شىء به گونهاى باشد كه افعال سخت و دشوار از آن صدور يابد . [ بنابر همين معنا به كسى كه نيرومند است ، « قوى » اطلاق مىشود و مىگويند : « آن شخص داراى قوّت است » . ]
و سپس در معناى آن توسعه داده شده و بر مبدأ انفعالهاى سخت و دشوار نيز « قوه » اطلاق شد . قوّه در اين اطلاق به معناى آن است كه شىء به گونهاى است كه به
هامش
( 1 ) . مرادف فارسى « قوه » همان نيرو و توان است