ميان علت جسمانى و آنچه اثر بر آن واقع مىشود ، برقرار گردد تا علت بتواند در آن اثر بگذارد ؛ مثلًا آتش بايد به چوب نزديك شود و مجاور آن قرار گيرد ، تا آن را گرم كند و يا بسوزاند و يا دو مادهء شيميايى تا در شرايط خاصى بر روى هم ريخته نشوند ، نمىتوانند در يكديگر اثر بگذارند . بهطور كلى هر تأثير و تأثر جسمانى ، مشروط به تماس و برخورد و نزديكى و دورى و مانند آن مىباشد . ]
حكيمان در تعليل اين مطلب آوردهاند :
علتهاى جسمانى ، چون در وجود و هستى خود به ماده نيازمندند ، درايجاد [ و اثرگذارى ] خود نيز به ماده نيازمند مىباشند ، زيرا ايجادكردن و اثرگذارىِ يك علت فرع بر وجود آن علت مىباشد و نيازمندى علتهاى جسمانى به ماده در ايجاكردن و اثرگذارى آن علتها ، از اين جهت است كه به واسطهء مادّه ، وضع [ و موقعيت مكانى خاصى ] ميان آن علتها و معلولشان برقرار گردد . از اينروست كه نزديكى و دورى و وضعهاى خاص ، مدخليت تامّى در نحوهء اثرگذارى علتهاى جسمانى دارد . [ مثلًا آتش هرچه به ظرف آب نزديكتر باشد ، بيشتر آن را گرم مىكند و هرچه از آن دور تر باشد ، آن را كمتر گرم مىكند و اگر فاصله زياد شود ، هيچ تأثيرى بر روى آن نخواهد گذاشت . ]
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢١