تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
تحت الأجناس ، و الوجود الذي هو بذاته الحقيقة العينيّة لا يقبل انطباقا على شيء ، و لا اندراجا تحت شيء ، و لا صدقا ، و لا حملا ، و لا ما يشابه هذه المعاني . نعم ! مفهوم الوجود يقبل الصدق و الاشتراك كسائر المفاهيم . و من هنا يظهر : أنّ الوجود يساوق الشخصيّة . و من هنا يظهر : أيضا أنّ الوجود لا مثل له ؛ لأنّ مثل الشيء ما يشاركه في الماهيّة
شرح
حسن ، حسين و ديگر افراد ؛ و يا از جهت مندرج شدن چيزى در آن مىباشد « 1 » ، مانند مندرج شدن افراد تحت انواع و مندرج شدن انواع تحت اجناس - [ انطباق و اندراج ملازم يكديگرند مانند بالايى و پائينى . از طرف مفهوم ، مسألهء انطباق مطرح مىشود و از طرف مصداق مسألهء اندراج . مفهوم منطبق بر مصداق مىشود ، و مصداق مندرج در مفهوم مىگردد . ] - درحالىكه وجود كه ذاتا همان حقيقت عينى و واقعيت خارجى مىباشد ، نه قابل انطباق بر چيزى است و نه قابل اندراج در چيزى ؛ نه بر چيزى صدق مىكند و نه بر چيزى حمل مىشود ، و به هر حال امورى از اين قبيل در او راه ندارد . آرى مفهوم وجود ، مانند ديگر مفاهيم ، قابل صدق بر مصاديق بىشمارى است ، [ اما سخن ما دربارهء مفهوم وجود نيست بلكه دربارهء حقيقت خارجى آن مىباشد . ] از اين‌جا به دست مىآيد كه وجود مساوق با شخصيت است . [ يعنى هر وجودى از آن جهت كه وجود است متشخص مىباشد ، زيرا شخصيت جز اين نيست كه شىء قابل انطباق بر چيزى نباشد . و چنان‌كه گذشت ، حقيقت خارجى وجود بر هيچ‌چيز منطبق نمىشود . ] و نيز از اين‌جا روشن مىشود كه وجود ، مثل ندارد ؛ زيرا مثل يك شىء آن چيزى
هامش
( 1 ) . عبارت متن كتاب ، در نسخهء اصل ، به اين صورت است : « أو من جهة اندراج شىء تحتها » كه به نظر غلط مىرسد ، و لذا آن را به اين صورت تصحيح كرده‌ايم : « أو من جهة اندراجها تحت شىء » ؛ زيرا عبارت نخست اوّلا مطلب جديدى را بيان نمىكند و به همان « انطباق ماهيت بر چيزى » باز مىگردد ؛ و ثانيا با آن‌چه چند سطر بعد دربارهء وجود گفته شده كه « و لا اندراجا تحت شىء » تناسب ندارد .