تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و الزوجيّة العارضة لماهيّة الأربعة - تثبت لها بالوجود ، لا لذاتها . و بذلك يظهر أنّ لازم الماهيّة بحسب الحقيقة لازم الوجودين : الخارجيّ و الذهنيّ ، كما ذهب إليه الدوانيّ . و كذا لازم الوجود الذهنيّ ، كالنوعيّة للإنسان ، و لازم الوجود الخارجيّ ، كالبرودة للثلج ، و المحمولات غير اللازمة ، كالكتابة للإنسان ، كلّ ذلك بالوجود . و بذلك يظهر أنّ الوجود من لوازم الماهيّة الخارجة عن ذاتها .
شرح
مىشود ، همه به واسطهء وجود بر موضوع خود حمل مىشوند و وجود در حمل اين لوازم حيثيت تقييديه مىباشد . و از اين‌جا روشن مىشود كه همان‌طور كه محقق دوانى گفته است ، آن‌چه لازم ماهيت خوانده مىشود درواقع لازم وجود ذهنى و خارجى مىباشد . [ يعنى اين‌طور نيست كه مثلا زوجيت لازمهء خود ماهيت عدد چهار باشد ، چون ماهيت اين عدد ، مانند هر ماهيت ديگرى فى حدّ نفسه نيست و نابود است و حكمى ندارد ، بلكه لازم وجود آن مىباشد ، منتها اين لازم ، اختصاص به وجود ذهنى و يا وجود خارجى عدد چهار ندارد ، بلكه لازم هر دو وجود آن است ، يعنى عدد چهار چه در خارج موجود شود و چه در ذهن ، زوج مىباشد . ] همچنين لازم وجود ذهنى ، مانند نوعيت براى انسان ، و لازم وجود خارجى ، مانند سردى براى يخ ، و نيز اعراض مفارق ، مانند كتابت براى انسان ، همه و همه به واسطهء وجود بر موضوعات خويش حمل مىشوند و وجود در تمام اين موارد حيثيت تقييديه مىباشد . از اين بيان دانسته مىشود كه وجود از امورى است كه بيرون از ذات ماهيت است [ و جنس و فصل آن محسوب نمىشود ] امّا ملازم با آن و غير قابل انفكاك از آن مىباشد . [ چون ماهيت در هر موطنى تحقق پيدا كند همراه با مرتبه‌اى از وجود مىباشد ، و منهاى وجود هرگز متحقق نمىشود . ]
هامش
واسطهء وجود است . يعنى انسان موجود ، ماهيت است ، نه انسانى كه متصف به وجود نيست .