تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
الأفراد ؛ أو من جهة اندراجها تحت شيء كاندراج الأفراد تحت الانواع ، و الأنواع
شرح
جزء اعم از اجزاى ذاتى مصاديق خود مىباشد ، مانند حيوان . ] نوعيت [ نوع مفهومى است كلى كه بيانگر تمام ذاتيات افراد خود مىباشد ، مانند انسان . ] فصليت [ فصل مفهومى است كلى كه بيانگر جزء مساوى از اجزاء ذاتى مصاديق خود مىباشد ، مانند ناطق . ] عرضيت خاص [ عرضى خاص مفهومى است كلى كه بيانگر وصف مختص و غير ذاتى در مصاديق خود مىباشد ، مانند شاعر . ] عرضيت عام [ عرضى عام مفهومى است كلى كه بيانگر وصفى اعم و غير ذاتى در مصاديق خود مىباشد ، مانند رونده . ] جوهريت ، كميت و كيفيت و ديگر مقولات عرضى « 1 » . [ وجود به هيچ‌يك از اين امور متصف نمىشود ] چراكه اين امور همگى احكامى هستند كه بر ماهيت عارض شده و ماهيت به آنها متصف مىشود و اتصاف ماهيت به آنها يا از جهت صدق و انطباقش بر چيزى است ، مانند صدق انسان و انطباقش بر
هامش
در پاسخ مىگوييم : خير . زيرا فرد يك كلى ، عبارت از چيزى است كه آن كلى بر او منطبق مىگردد . و كلى چون در ذهن موجود است انطباقش بر خارج غير ممكن است ، چه در اين صورت لازم مىآيد امر ذهنى ، خارجى گردد و يا امر خارجى ، ذهنى شود ، و اين انقلاب است . كلى ، كه يك امر موجود در ذهن است ، درواقع بر شخصى منطبق مىشود كه كلى از آن انتزاع شده است ، يعنى بر صورت ذهنيه‌اى كه براى شخص هست نه بر خودش . بنابراين ، كلى انسان ، بر صورت ذهنى حسن منطبق مىشود ، نه بر وجود خارجى او . در فصل سوم از مرحلهء پنجم آمده است : « لا ريب ان الماهية الكثيرة الافراد تصدق على كل واحد من افرادها و تحمل عليه ، بمعنى انّ الماهية التى فى الذهن كلّما ورد فيه فرد من افرادها و عرض عليها ، اتحدت معه و كانت هى هو . » ( 1 ) . به نظر مؤلف قدّس سرّه اتصاف انسان مثلا به جوهريت ، و اتصاف عدد به كميت و اتصاف رنگ به كيفيت از جهت صدق و انطباق اين ماهيات بر چيزى است . اما اين مطلب تمام نيست . چراكه اين امور از اوصاف ماهيت به طور مطلق است ، نه آنكه وصف ماهيتى است كه در ذهن موجود مىشود . به ديگر سخن : انسان متصف به جوهريت مىشود ، خواه در ذهن باشد و خواه در خارج ، و خواه بر چيزى صدق بكند يا نكند . بنابراين ، براى عدم اتصاف وجود به اين احكام و مفاهيم بايد راه ديگرى پيموده شود ، چنان‌كه در بداية الحكمة ، راهى ديگر طى شده است .