تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
و لمّا كان من المستحيل أن يتّصف الموجود بأحوال غير موجودة ، انحصرت الأحوال المذكورة في أحكام تساوي الموجود من حيث هو موجود ، كالخارجيّة المطلقة ، و الوحدة العامّة ، و الفعليّة الكلّيّة ، المساوية للموجود المطلق ؛ أو تكون أحوالا هي أخصّ من الموجود المطلق ، لكنّها و ما يقابلها جميعا تساوي الموجود المطلق ، كقولنا : « الموجود إمّا خارجيّ أو ذهنيّ » و « الموجود إمّا واحد أو كثير » و
شرح
دستهء نخست : احوالى كه از جهت مصداق ، مساوى و برابر با موجود مطلق مىباشند [ اگرچه از جهت مفهوم ، مباين با آن هستند . ] مانند خارجيت مطلق [ به معناى عينيت داشتن ] و وحدت عام [ كه حتى شامل كثرت هم مىشود ، چرا كه هر كثرتى از آن جهت كه موجود است يك واحد كثرت مىباشد . مثلا عدد پنج از آن جهت كه موجود است يك عدد پنج است ] ، و فعليت كلى [ كه حتى قوه را هم شامل مىشود . به‌عنوان مثال ، خارجيت اگرچه از جهت مفهوم مغاير و مباين با موجوديت بوده و مرادف با آن نمىباشد ، اما از جهت مصداق مساوى با آن است ، يعنى هرچه وجود دارد خارجيت و عينيت دارد ، و هرچه خارجيت دارد ، وجود دارد . دربارهء وحدت عام و فعليت كلى نيز قضيه از همين قرار است . ] دستهء دوم : احوالى كه مصداقا اخص از موجود مطلق هستند ، اما به ضميمهء طرف ديگرشان مساوى با موجود مطلق مىباشند . مثلا [ خارجيتى كه در برابر ذهنيت است ، اخص از موجود مطلق مىباشد ، اما خارجيت و ذهنيت به ضميمهء هم مساوى با موجود مطلق مىباشند ، به گونه‌اى كه ] مىتوان گفت : موجود يا خارجى است و يا ذهنى ، و [ همچنين وحدتى كه در برابر كثرت است و فعليتى كه در برابر قوه است ، هر يك اخص از موجود مطلق مىباشند اما به ضميمهء طرف ديگرشان مساوى و برابر با موجود مطلق مىباشند به گونه‌اى كه مىتوان گفت : ] موجود يا واحد است و يا كثير ، [ و بيرون از اين دو قسم نيست ؛ ] و نيز موجود يا بالفعل است و يا بالقوه ، [ و خارج از اين دو نيست ] .
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 56 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى