تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
الاتّحاد الاختلاف ؛ لكنّ التعارف العامّيّ - كما أشرنا إليه - خصّ الحمل على موردين من الاتّحاد مع الاختلاف : أحدهما : أن يتّحد الموضوع و المحمول مفهوما مع اختلافهما بنوع من الاعتبار ، كالاختلاف بالإجمال و التفصيل في قولنا : الإنسان حيوان ناطق ، فإنّ الحدّ عين المحدود مفهوما ، و إنّما يختلفان بالإجمال و التفصيل ؛ و الاختلاف بالإبهام و غيره في قولنا : الإنسان حيوان ، فإنّ الجنس هو النوع مبهما ؛ و الاختلاف بالتحصيل و غيره في قولنا : الإنسان ناطق ، فإنّ الفصل هو النوع محصّلا ، كما مرّ في مباحث الماهيّة ؛ و كالاختلاف بفرض الشيء مسلوبا عن نفسه ، فيغاير نفسه نفسه ، ثمّ يحمل
شرح
جهت متحد بودند ، در صورتى كه اتحاد با اختلاف جمع مىشود ، ميان آنها حمل برقرار مىشود . اما [ حمل در همهء موارد اتحاد متعارف نيست ، بلكه ] تنها در دو مورد از موارد اتحاد است كه حمل متعارف مىباشد ، اين دو مورد عبارتند از :

حمل ذاتى اوّلى

1 . اين‌كه موضوع و محمول در مفهوم با يكديگر متحد باشند همراه با نوعى اختلاف كه ميان آنها اعتبار مىشود ؛ مانند اختلاف در اجمال و تفصيل در جملهء « انسان ، حيوان ناطق است » . چراكه مفهوم حدّ عين مفهوم محدود است و اختلافشان تنها در اجمال و تفصيل مىباشد . و مانند اختلاف در ابهام و غير ابهام در جملهء « انسان حيوان است » . چراكه جنس همان نوع است كه به طور مبهم در نظر گرفته شده است . و مانند اختلاف در تحصّل و غير تحصّل در جملهء « انسان ناطق است » . زيرا همان‌طور كه در مباحث ماهيت گذشت ، فصل همان نوع است كه به طور محصّل اعتبار شده است . و نيز مانند اختلافى كه با فرض سلب شىء از خودش ميان شىء و خودش اعتبار مىشود ، و شىء مغاير با خودش فرض مىشود و آن‌گاه براى آن‌كه توهم مغايرت دفع شود شىء بر خودش حمل مىگردد و مثلا گفته مىشود : « انسان ، انسان است » .