و يدفعه : أنّ وحدتها عين ذاتها ، فهى واحدة بذاتها ؛ نظير ما تقدّم في الوجود أنّه موجود بذاته من غير حاجة إلى وجود زائد على ذاته .
شرح
پاسخ اين توهم آن است كه وحدتى كه خود وحدت دارد عين ذات آن مىباشد [ نه زائد بر آن . ] بنابراين وحدت ذاتا واحد است ؛ و اين نظير همان مطلبى است كه دربارهء وجود گذشت كه : وجود ذاتا موجود است بدون آنكه نياز به وجود زايد بر ذاتش داشته باشد .