تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
السلوك إلى مرتبة ، فإنّه بعينه معنى الحركة ؛ و لا أيضا وجود كلّ منهما وجود المقولات التي يقع بها التحريك و التحرّك ، كالكيف مثل السواد ، و الكمّ مثل مقدار الجسم النامي ، أو الوضع كالجلوس و الانتصاب ، و لا غير ذلك ؛ بل وجودهما عبارة عن وجود شيء من هذه المقولات مادام يؤثّر أو يتأثّر . فوجود السواد أو السخونة مثلا من حيث إنّه سواد أو سخونة ، من باب مقولة الكيف ؛ و وجود كلّ منهما من حيث كونه تدريجيّا يحصل منه تدريجيّ آخر أو
شرح
« بدان كه وجود هريك از دو مقولهء « ان يفعل » و « ان ينفعل » همان سلوك از حالتى به حالت ديگر نيست ، زيرا اين درواقع همان معناى حركت است ، [ و حركت يك مفهوم ماهوى نيست تا مقوله‌اى از مقولات به شمار آيد ] ؛ و نيز وجود اين دو مقوله ، وجود مقولاتى كه تحريك و تحرّك در آنها روى مىدهد ، نيست ؛ مانند كيف مثل سواد ، و كم مثل مقدار جسم نامى ، و يا وضع مثل نشستن و ايستادن و غير آن . [ مثلا وقتى دست بچه‌اى را كه نشسته است مىگيريم و آن را به حالت ايستاده درمىآوريم ، نفس تغيير تدريجى وضع بچه ، مقولهء ان ينفعل نيست ؛ و نيز وضع نخستين ( نشسته بودن ) و يا وضع نهايى ( ايستاده بودن ) و يا وضع‌هايى كه در اين فاصله بچه پيدا مىكند ، هيچ‌يك از مقولهء ان ينفعل نيستند ، بلكه مقولهء ان ينفعل در مثال ياد شده عبارت است از حالت ناشى از پذيرش تدريجى وضع‌هاى مختلف از يك مؤثر ، همچنان‌كه حالت ناشى از تأثير تدريجى مؤثر در ايجاد وضع‌هاى گوناگون ، مقولهء ان يفعل مىباشد . و لذا صدر المتألهين در ادامهء سخن خود مىگويد : ] بلكه وجود مقولهء « ان يفعل » و « ان ينفعل » عبارت است از وجود يكى از مقولات ياد شده تا وقتى اثر مىكند و يا اثر مىپذيرد . مثلا وجود سياهى يا گرمى ، از آن جهت كه سياهى [ و يا گرمى ] است ، از مقولهء كيف است ؛ و وجود هريك از آنها ، از آن جهت كه يك امر تدريجى است كه امر تدريجى ديگرى از آن پديد مىآيد و يا خودش از امر تدريجى ديگرى پديد مىآيد ، از مقولهء « ان يفعل » و يا « ان ينفعل »