ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 512
و من خاصّة هاتين المقولتين أوّلا - كما يظهر من الأمثلة - أنّهما تعرضان غيرهما من المقولات ، كالكيف ، و الكمّ ، و الوضع ، و غيرها . و ثانيا أنّ معروضهما من حيث هو معروض لا يخلو عن حركة ، و لذا عبّر عنهما بلفظ أن يفعل و أن ينفعل ، الظاهرين في الحركة و التدرّج ، دون الفعل و الانفعال ، اللذين ربما يستعملان في التأثير و التأثّر الدفعيّ غير التدريجيّ . و بالجملة المقولتان هيأتان عارضتان لمعروضهما من جهة ما له من الحركة . قال في الأسفار : « و اعلم أنّ وجود كلّ منهما في الخارج ليس عبارة عن نفس ويژگىهاى مقولهء « ان يفعل » و « ان ينفعل » از جمله ويژگىهاى اين دو مقوله آن است كه : اوّلا : همانگونه كه از مثالهاى ياد شده روشن مىشود ، اين دو مقوله بر مقولات ديگر عارض مىشوند ، [ البته مقولاتى كه در آنها حركت واقع مىشود ] ، مانند مقولهء كيف [ مثل هيئتهايى كه از گرم كردن تدريجى آتش و گرم شدن تدريجى آب در آنها به وجود مىآيد ] ، مقولهء كم [ مانند هيئتى كه در اثر كشيده شدن تدريجى يك قطعه پلاستيك در آن به وجود مىآيد كه به تدريج بر كميتش افزوده مىشود . ] ، مقولهء وضع [ مانند هيئتى كه در اثر چرخاندن توپ به گرد خودش براى توپ حاصل مىگردد . ] و مقولات ديگر . و ثانيا : اشيايى كه معروض مقولهء « ان يفعل » و « ان ينفعل » واقع مىشوند از آن جهت كه معروض اين دو مقولهاند خالى از حركت نخواهند بود ؛ و به همين دليل از آن دو مقوله با لفظ « ان يفعل » و « ان ينفعل » كه ظهور در حركت و تدريج دارد ، تعبير شد ، نه با لفظ « فعل » و « انفعال » كه گاهى در مورد تأثير و تأثر دفعى و غير تدريجى نيز به كار مىرود . و به طور كلى دو مقولهء مورد بحث هيئتهايى هستند كه بر اشياى داراى حركت عارض مىگردند . صدر المتألهين در اسفار مىگويد :