نصف و ثلث و ربع ؛ و أن يكون بحيث يمتنع حصول جسمين في واحد منه . قال صدر المتألّهين : « هذه أربع أمارات تصالح عليها المتنازعون ، لئلّا يكون النزاع لفظيّا » .
( ج 4 ، ص 39 )
و قد اختلفوا في حقيقته على أقوال خمسة :
أحدها : أنّه هيولى الجسم .
و الثانى : أنّه الصورة .
و الثالث : أنّه سطح من جسم يلاقي المتمكّن ، سواء كان حاويا أو محويّا له .
شرح
واژههاى « اينجا » و « آنجا » بدان اشاره نمود . مكان چيزى است كه قابل اندازهگيرى است و داراى نصف ، ثلث و ربع مىباشد . و سرانجام مكان به گونهاى است كه يك واحد از آن ، دو جسم را [ در يك زمان ] در خود نمىگنجاند ، [ و به بيان ديگر : يك مكان فقط ظرفيت يك جسم را دارد . ]
صدر المتألهين مىگويد :
« اينها چهار نشانه هستند كه صاحبان آراى گوناگون بر آن توافق كردهاند ، تا نزاع لفظى نباشد » . « 1 » [ يعنى موضوع بحثهايشان در باب مكان ، چيزى است كه داراى ويژگىهاى چهارگانهء فوق مىباشد . ]
فلاسفه دربارهء حقيقت مكان اختلافنظر دارند . كسانى كه اصل وجود مكان را پذيرفتهاند ، دربارهء حقيقت آن پنج نظريهء مختلف به شرح زير ابراز كردهاند :
نظريهء نخست : مكان همان هيولاى جسم است .
نظريهء دوم : مكان همان صورت [ و فعليت ] جسم است .
نظريهء سوم : مكان عبارت است از سطحى از جسم كه با شىء مكاندار برخورد دارد ، خواه آن سطح حاوى آن شىء باشد ، [ مانند سطح داخلى كاسه كه حاوى آب داخل آن است ] و خواه حاوى آن نباشد بلكه آن شىء حاوى سطح باشد ، [ مانند سر انسان كه كلاه روى آن قرار داده مىشود ، كه نه تنها حاوى كلاه نيست ، بلكه به عكس كلاه حاوى آن مىباشد . ]
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 39 .