النهاية ، على نحو العدول دون السلب التحصيليّ ، فغير معقول ، فلا كلّ و لا مجموع لغير المتناهي بهذا المعنى ، و لا تحقّق فيه لشيء من النسب الكسريّة ، كالنصف و الثلث و الربع ؛ و إلّا عاد متناهيا .
شرح
داشته باشيم ، غير متناهى بودن آن اقتضا مىكند كه اين نسبتهاى كسرى در آن راه نداشته باشد ، درحالىكه اين نسبتها در هر عددى راه دارد . هر عددى نصف و ثلث دارد و نصف و ثلث آن از خودش كوچكتر است . در نتيجه غير متناهى بودن عدد با عدد بودن آن منافات دارد . ]