الفصل الخامس في أنّه لا تكرّر في الوجود كلّ موجود في الأعيان فإنّ هويّته العينيّة وجوده ، على ما تقدّم من أصالة الوجود ، و الهويّة العينيّة تأبى بذاته الصدق على كثيرين ، و هو التشخّص ، فالشخصيّة للوجود بذاته . فلو فرض لموجود وجودان ، كانت هويّته العينيّة الواحدة كثيرة
شرح
فصل پنجم در وجود تكرار نيست « 1 »
يك موجود نمىتواند دو وجود داشته باشد
[ يك موجود بيش از يك وجود نمىتواند داشته باشد ، زيرا ] بنابر اصالت وجود ، هويّت عينى هر موجود خارجى را همان وجودش تشكيل مىدهد ؛ و هويّت عينى ذاتا غير قابل صدق بر موارد متعدد است ، [ بلكه اساسا قابل صدق بر چيزى نيست ؛ چون صدق از صفات مفاهيم است و هويت عينى در برابر مفهوم است . ] و همين [ عدم قابليت صدق بر موارد متعدد ، ] تشخّص است . بنابراين ، تشخّص ذاتا براى وجود است ، [ و حيثيت وجود همان حيثيت تشخّص است و تشخّص هر چيز ديگرى نيز به وجود مىباشد . با توجه به مقدمهء فوق مىگوييم : ] اگر فرض كنيم كه يك موجود داراى دو وجود است [ و دوبار تحقق يافته است ] لازمهاش آن است كه هويت عينى واحد آن موجود در همان حال كه واحدهامش
( 1 ) . اين بحث در كتابهاى فلسفى حكماى گذشته با اين عنوان مطرح نبوده و چنانكه استاد جوادى آملى تصريح كردهاند از ابداعات و ابتكارات علامهء طباطبايى است . در ديگر كتابها عنوان « امتناع اعادهء معدوم » وجود دارد ، حتى در بداية الحكمة .
عنوان « لا تكرر فى الوجود » علاوه بر آنكه شمولش بيش از عنوان « امتناع اعادهء معدوم » است ، مستقيما يك مسأله فلسفى است ، چون از احكام وجود بحث مىكند ، بر خلاف عنوان دوم كه موضوعش عدم است .