من سلامتْ خانهء نوح نبى بنمايمت * تا توانى خويشتن را ايمن از شر داشتن
شو مدينهى علم را درجوى و پس در وى خرام * تا كى آخر خويشتن چون حلقه بر در داشتن ؟
چون همىدانى كه شهر علم را حيدر در است * خوب نَبوَد جز كه حيدر مير و مِهتر داشتن
كى روا باشد به ناموس و حِيَل در راه دين * ديو را بر مسند قاضىّ اكبر داشتن ؟
از تو خود چون مىپسندد عقل نابيناى تو * پارگين را قابل تسنيم و كوثر داشتن ؟
مر مرا بارى نكو نايد ز روى اعتقاد * حقّ حيدر بُردن و دين پيمبر داشتن
آن كه او را بر سرِ حيدر همى خوانى امير * كافرم گر مىتواند كفش قنبر داشتن
تا سليمانوار باشد حيدر اندر صدر مُلك * زشت باشد ديو را بر تارك ، افسر داشتن
گر همىخواهى كه چون مُهرت بود مِهرت قبول * مِهر حيدر بايدت با جان برابر داشتن
جز كتاب اللَّه و عترت ز احمد مُرسل نمانْد * يادگارى كان توان تا روز محشر داشتن
از گذشت مصطفاى مجتبى ، جز مرتضى * عالم دين را نيارد كس مُعَمّر داشتن
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 671
مساهمون: محمد الريشهري
ص٦٧١