شورشگران ضدّ عثمان بود .
جمليان نيز به قتل او كمر بستند ، امّا وى توانست از چنگشان بگريزد .
در روزگار خلافت امير مؤمنان ، حرقوص از ياران وى بود ؛ امّا در صِفّين ، فريفتهء نيرنگ عمرو بن عاص شد و روياروى امام عليه السلام ايستاد و نقشى مهم در قبولاندنِ حكميّت ، در پىِ آن زمينههاى انحرافآميز فكرى و روانى داشت ؛ زمينههايى كه پيشتر به آنها اشاره كرديم .
او مهرهاى مؤثّر در سازماندهى خوارج براى جنگ با امام عليه السلام بود .
نيز وى در دشمنى با امام عليه السلام و كينهورزى ضدّ ايشان ، افراط مىورزيد . او گر چه فرماندهى نهروانيان را نپذيرفت ، ولى در جنگ نهروان ، فرمانده پيادهنظام شد و امام عليه السلام او را در همين نبرد به قتل رساند .
پيامبر خدا قبلًا هلاكت او را در نهروان و نيز چگونگى آن را خبر داده بود . پس از نبرد نهروان ، امام عليه السلام گفت : « او را بيابيد ! » . او را نيافتند . امام عليه السلام به تأكيد ، دو يا سه بار فرمود : « باز گرديد ! به خدا سوگند ، نه دروغ گفتم و نه به من دروغ گفته شده » . آنگاه ، او را در ويرانهاى يافتند . « 1 »
اين تأكيد ، از سويى نشاندهندهء حقّانيت امام عليه السلام است و از ديگر سو ، انحراف و گمراهىِ پا بر جاى خوارج را نشان مىدهد و نيز حركتى است براى استوار ساختنِ قلبهاى سپاهيان امام عليه السلام كه جنگيدن با گروهى متظاهر به زهد و عبادت ، بر ايشان گران آمده بود .
به همين سان ، امام عليه السلام بارها در جنگ نهروان ، بر حقّانيت راه خويش و يارانش پاى فشرد .
2 . عبد اللَّه بن وَهْب
او در آشوب نهروان ، فرماندهى خوارج را بر عهده داشت . از گذشتهء وى ، اطّلاعاتى
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : ج 2 ص 749 ح 157 .