تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢

ج - آرامش على عليه السلام در جنگ

361 . الجمل - به نقل از محمّد بن حنفيه - : چون وارد بصره شديم و در آن جا لشكرگاه زديم و صفوف خود را آماده ساختيم ، پدرم على عليه السلام پرچم جنگ را به من داد و فرمود : « پيش از اقدام دشمن كارى عليه آنان انجام نده » . « 1 » سپس خوابيد . تيرهاى دشمن بر ما باريدن گرفت . او را از خواب ، بيدار كردم . بيدار شد ، در حالى كه چشم‌هايش را مىماليد و جمليان فرياد مىزدند : اى خونخواهان عثمان ! [ على عليه السلام ] در حالى كه جز يك پيراهن بر تن نداشت ، بيرون رفت و فرمود : « با پرچم به پيش رو ! » . پيش رفتم و گفتم : اى پدر ! در چنين روزى ، تنها با يك پيراهن ؟ ! فرمود : « هركس را مرگش [ به وقت خود ] خواهد گرفت . به خدا سوگند ، در كنار پيامبر صلى الله عليه و آله بدون زره ، بيشتر جنگيدم تا با زره » . « 2 »

د - شدّت يافتن نبرد

362 . الإمامة والسياسة : دو لشكر ، نبرد سختى كردند . ميمنهء [ سپاه ] بصريان ، ميمنهء سپاه على عليه السلام را درهم شكسته بود و افراد قبيلهء ربيعه در لشكر بصره ، ربيعيان سپاه امام عليه السلام را شكست داده بودند . . . . على عليه السلام به پيش آمد و نگاهى به ياران و سپاهيان خود انداخت كه شكست‌خورده و كشته شده بودند . وقتى چنين ديد ، بر فرزندش محمّد - كه پرچمدار بود - بانگ زد : « به پيش رو ! » ؛ ولى او كندى كرد و در جايش ثابت ماند . على عليه السلام از پشت سر آمد و ميان دو كتف او زد و پرچم را از دستش گرفت و خود ، حمله برد و وارد لشكر
هامش
( 1 ) . اشاره به اين‌كه آغازگر جنگ مباش . ( م ) ( 2 ) . الجمل : ص 355 .
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 372 | محمد الريشهري / مهدى غلامعلى