شما مادرتان عايشه را از خانه بيرون كشيديد و زنهاى خود را [ در خانه ] گذاشتيد و اين ، بزرگترين كار زشت شماست . آيا پيامبر خدا از اين كار راضى است كه پردهاى را كه او بر عايشه افكنده ، بدريد و پرده از وى برگيريد ؟ » .
طلحه گفت : او براى اصلاح آمد .
على عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند ، آن زن ، به كسى كه كارهايش را اصلاح كند ، نيازمندتر است . اى پيرمرد ! خيرخواهى را بپذير و به توبهء به همراه ننگ ، رضايت ده ، پيش از آن كه ننگ با آتشْ همراه شود » . « 1 »
1 / 9 : آغاز و پايان جنگ
الف - دعاى امام عليه السلام پيش از پيكار
359 . الجمل : چون امير مؤمنان ديد كه آن گروه ، دشمنى مىورزند و خونى را كه ريختنش حرام است ، حلال مىشمرَند ، دستانش را به سوى آسمانْ بلند كرد و گفت : « بار خدايا ! ديدگان ، متوجّه توست و دستها به سوى تو دراز است و دلها به سوى تو پر مىكشند و با رفتارهاى نيك به سوى تو تقرّب مىجويند . " « بار پروردگارا ! ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترينِ داورانى » « 2 » » . « 3 »
ب - تشويق يارانش به پيكار
360 . الجمل : امير مؤمنان ، سه روز به جمليان مهلت داد تا دست بردارند و حرمت نگه دارند ؛ ولى چون پافشارى آنان را بر مخالفت ديد ، در ميان يارانش برخاست و فرمود :
« اى بندگان خدا ! با سينههاى گشاده ، به سوى اين گروه ، حمله بريد ؛ چرا كه آنان بيعتم را شكستند ، پيروانم را كشتند ، كارگزارم را شكنجه دادند و او را پس از اين كه با
هامش
( 1 ) . الإمامة والسياسة : ج 1 ص 95 .
( 2 ) . اعراف : آيهء 89 .
( 3 ) . الجمل : ص 341 .