عبد اللَّه بن خلف ، ضربهاى ناگهانى فرود آورد كه على عليه السلام آن را با سپرش دفع كرد .
آنگاه على عليه السلام از او كناره گرفت و ضربتى بر او فرود آورد كه دست راستش را قطع كرد و سپس ضربتى ديگر فرود آورد كه كاسهء سرش را پرانْد . « 1 »
و - كشته شدن طلحه به دست مروان
364 . الفتوح : طلحه با صداى بلند ، فرياد مىزد : بندگان خدا ! شكيبايى ، شكيبايى [ ورزيد ] ! چرا كه پس از شكيبايى ، نصرت و پاداش است .
مروان بن حَكَم به وى نگاهى افكند و به بردهاش گفت : واى بر تو ، اى غلام ! به خدا سوگند كه مىدانم هيچ كس در روز كشتن عثمان در خانهاش به اندازهء طلحه [ مردم را ] تحريك نكرد و هيچ كس جز او ، وى را نكشت . اكنون اگر مرا پنهان كنى ، تو را آزاد خواهم كرد .
غلام ، وى را پنهان ساخت . مروان ، تيرى زهرآگين به سوى طلحة بن عبيد اللَّه پرتاب كرد . تير به طلحه اصابت كرد و طلحه بر اثر اصابت تير بر زمين افتاد و بيهوش شد . سپس به هوش آمد و ديد كه خون از او جارى است . گفت : إنّا للَّهوإنّا إليه راجعون ! به خدا سوگند ، گمان مىكنم مقصود خداوند عز و جل از اين آيه ماييم كه : « و از فتنهاى كه تنها به ستمكاران شما نمىرسد ، بترسيد و بدانيد كه خدا ، سختْ كيفر است » « 2 » . « 3 »
ز - تداوم نبرد به رهبرى عايشه
365 . تاريخ الطبرى - به نقل از محمّد و طلحه - : جنگِ نخست تا وسط روز ادامه يافت و طلحه در آن ، مجروح شد و زبير هم رفت . پس چون لشكر به عايشه پناه بردند و
هامش
( 1 ) . الفتوح : ج 2 ص 478 .
( 2 ) . انفال : آيهء 25 .
( 3 ) . الفتوح : ج 2 ص 478 .