كوفيان جز جنگ نخواستند و جز [ تحويل دادن ] عايشه را نخواستند ، عايشه آنان را با سرزنش ، تحريك نمود .
آنان جنگ كردند تا اين كه بانگ آتشبس زدند و از جنگ ، دست كشيدند و سپس ، بعد از ظهر ، بازگشتند و به جنگ پرداختند و اين در روز پنج شنبه از ماه جمادى دوم بود . پس نبرد در آغاز روز با طلحه و زبير بود و در وسط روز با عايشه . « 1 »
ح - پى كردن شتر و پراكنده شدن لشكر جمل
366 . الجمل : چون لشكريان از گِردِ شتر [ عايشه ] پراكنده شدند ، اميرمؤمنان ، نگران اين بود كه مردم به سوى شتر بازگردند و جنگ ، دوباره درگيرد . پس فرمود : « شتر را پِى كنيد ! » .
ياران اميرمؤمنان به سمت شتر شتافتند و آن را پى كردند ، كه به پهلو بر زمين افتاد و عايشه فريادى كشيد كه هركس در دو سپاه بود ، شنيد . « 2 »
ط - مدّت زمان جنگ
367 . أنساب الأشراف : جنگ از ظهر تا غروب خورشيد بود . « 3 »
1 / 10 : پس از پيروزى
الف - بزرگوارى
368 . امام باقر عليه السلام : على عليه السلام به منادىاش در جنگ بصره ( جملْ ) دستور داد كه فرياد زند :
فراريان از جنگ ، دنبال نمىشوند . زخمىها كشته نمىشوند . اسيران به قتل نمىرسند . هركس در خانهاش را ببندد ، در امان است وهركس سلاحش را بر زمين اندازد ، در امان است و هيچ چيز از اموال آنان ( جمليان ) [ به غنيمت ] گرفته
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى : ج 4 ص 514 .
( 2 ) . الجمل : ص 350 .
( 3 ) . أنساب الأشراف : ج 3 ص 38 .