تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

تحليل وقايع شورا

عمر به شورا مىانديشد ؛ شورايى كه بتواند آرمان‌ها و اهداف او را فراهم آورد . در اين ميان ، على عليه السلام فراموش ناشدنى است . اين حقيقت از ديدگان عمر نيز به دور نيست . « 1 » بدين سان ، عمر ، شورايى مركّب از شش نفر مىپردازد و صفات ناشايستهء هر يك از آنان را بر مىشمرد و از على عليه السلام تنها بر شوخ طبعىاش تكيه مىكند ، اگر چه تأكيد مىورزد كه اگر على عليه السلام بر سر كار آيد ، مردمان را به راه راست ، هدايت مىكند . « 2 » عمر ، اعضاى شورايى را كه بايد سرنوشت خلافت را تعيين‌كند ، مشخّص مىنمايد : على عليه السلام ، عثمان بن عفّان ، طلحه ، زبير ، سعد بن ابى وقّاص و عبد الرحمان بن عوف ؛ ولى خليفه ، كه نه از بنى هاشم دل خوشى دارد و نه از على عليه السلام ، سياستمدارتر و زيرك‌تر از آن است كه شورا را به گونه‌اى شكل دهد كه برآمدن على عليه السلام از آن ، حتّى محتمل باشد . آنان بايد در خانه‌اى گرد آيند و پنجاه نفر از انصار به مراقبت از آنان بپردازند تا آنان يك‌نفر را برگزينند . اگر يك نفر ، با گزينش پنج نفر ديگر مخالفت كند ، بايد گردنش زده شود ؛ دو نفر نيز به همين گونه ؛ امّا اگر در يك سو سه نفر و در سوى ديگر سه نفر بودند ، بايد عبد اللَّه بن عمر حكميّت كند و اگر بر آن رضايت نمىدهند ، بايد سخن
هامش
( 1 ) . المصنّف فى الأحاديث والآثار : ج 5 ص 446 ش 9761 . ( 2 ) . همان ، ج 5 ص 447 ش 9762 .