ترجمه
حال بايد انواع اين صفات و نحوهء اتصاف واجب به آنها را مورد پژوهش قرار دهيم .
صفت يا ثبوتى است - مانند : عالم و قادر - و يا سلبى ؛ يعنى بيانگر يك مفهوم منفى مىباشد . و چون دانستيم واجب تعالى مبدأ همهء كمالات است و هيچ كمالى را نمىتوان از او نفى كرد ، نتيجه مىگيريم : صفات سلبى در واقع بر نفىِ كمبود و نياز دلالت دارند ، مانند اين تعابير : كسى كه نادان نيست ، كسى كه ناتوان نيست ، چيزى كه جوهر نيست . و چون كمبود و نياز به معناى سلب كمال است ، در نتيجه صفات سلبى ، كه بيان كنندهء نفى كمبودند ، « نفى نفى كمال » مىباشند . و اين در حقيقت همان اثبات كمال است . پس معناى :
نادان نيست ، نفى نبودِ علم ، يعنى همان اثبات علم است .
صفات ثبوتى نيز به دو گروه تقسيم مىگردد : حقيقى مانند : عالم و اضافى چون قادريت و عالميت . و همچنين صفات حقيقى تقسيم مىشود به حقيقى محض مانند حىّ و حقيقى داراى اضافه مثل : عالم به غير خود . بى ترديد صفات اضافى زائد بر ذاتِ واجب تعالى هستند ، زيرا آنها مفاهيمى اعتبارىاند و ذات واجب برتر از آن است كه مصداق چنين مفاهيمى قرار گيرد . صفات سلبى نيز به صفات ثبوتى حقيقى باز مىگردند و لذا حكم همانها را دارند .
شرح و تفسير
در يك تقسيم بندى كلى صفات بارى تعالى در دو دسته جاى مىگيرد :
1 - صفات ثبوتى . و آن صفاتى است كه دلالت بر كمالِ منهاى نقص مىكند .
اين صفات - كه مفاهيمى ثبوتى و ايجابى دارند - براى خداوند اثبات مىشوند و خداوند بدانها متصف مىگردد ، مانند صفت عالم و قادر .
2 - صفات سلبى . و آن صفاتى است كه بيانگر مفهومى منفى و عدمى است .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨١