تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
موضوعاً مشتركاً . ففاعلُ النظامِ الجارى فى النوعِ هو صورتُهُ النوعيّةُ ، و فاعلُ الصورةِ النوعيّةِ - كما تقدَّمَ - جوهرٌ مجرّدٌ يُفيضُها على المادّةِ المستعدّةِ فتختلفُ الصورُ باختلافِ الاستعداداتِ ؛ وأمّا أنّ هذا الجوهرَ المجرّدَ عقلٌ عرضىٌّ يخصُّ النوعَ و يوجدُه و يدبّرُ أمرَه ، او أنّه جوهرٌ عقلىٌ من العقولِ الطوليةِ إليه ينتهى أمرٌ عامّةِ الأنواعِ ، فليستْ تكفى فى إثباتِهِ هذه الحجّةُ . ترجمه 2 - انواع موجود در اين عالم با نظام خاصى كه بدون تبديل و تغيير در هر كدام از آنها جارى است ، به طور اتفاق به وجود نيامده است . پس خود آنها و نيز نظام مستمرشان ، معلل يك سرى علل حقيقىاند . و اين علل همان جوهرهاى مجردى هستند كه اين انواع را به وجود آورده و اهتمام به تدبير و پرورش آنها دارند ، نه آن چه ديگران با حدس و گمان خويش ، بدون هيچ دليلى ، بافته‌اند كه اين افعال و آثار ، مستند به مزاج و امثال آن مىباشد . بنابراين ، هر يك از اين انواع يك مثال كلى دارد كه او را مىپروراند . البته مراد از كلى بودن آن ، صحت انطباقش بر موارد متعدد نيست ، بلكه مىخواهيم بگوييم آن موجود ، چون مجرد است ، نسبتش با همهء افراد خويش يك‌سان مىباشد . اشكال اين استدلال آن است كه : افعال و آثار مترتب بر هر نوع ، ناشى از صورت نوعى آن است . و اگر اين صورت نوعى نبود ، نوعيت هيچ نوعى تحقق پيدا نمىكرد . بنابراين اعراض ويژهء هر نوع ، خود حجتى است بر وجود يك صورت جوهرى كه مبدأ قريب آن اعراض مىباشد ؛ همان گونه كه اعراض مشترك نيز دليل بر آن است كه پاى يك موضوع مشترك در ميان مىباشد . در نتيجه ، علت فاعلى براى نظام جارى در يك نوع همان صورت نوعيهء آن است . و علت فاعلى آن صورت نوعى نيز جوهر مجردى است كه آن صورت را بر مادهء مستعد ،