تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
بدين صورت است كه چند عقل در يك مرتبه تحقق يابند ؛ به گونه‌اى كه رابطهء علّى و معلولى ميان آنها برقرار نباشد ، بلكه همگى در عرض هم معلول يك علت باشند . حكماى مشا منكر عقول عرضىاند و كثرت موجود در عالم عقول را منحصر در كثرت طولى مىدانند . بر خلاف ايشان ، حكماى اشراقى و نيز اصحاب حكمت متعاليه ، هر دو نوع كثرت را پذيرفته‌اند ، كه در فصول آينده به تفصيل از آن بحث خواهد شد .

چرا نوع مجرد منحصر در فرد است

چنان كه اشاره كرديم ، نوع مجرد منحصر در فرد است . دليل اين مدعا آن است كه : اگر ماهيتى بتواند داراى افراد متعدد شود و متصف به كثرت گردد ، سبب و موجب كثرت آن از دو حال بيرون نيست : 1 - اين كه امرى داخل آن ماهيت باشد . 2 - اين كه امرى خارج از آن ماهيت باشد . در هر حال عامل كثرت ماهيت يا درونى است و يا بيرونى ، يا از ذات شىء برخاسته و يا از بيرون بر آن طارى گشته است . در صورت نخست - كه عامل كثرت درونى باشد - آن امر يا تمام ذات ماهيت را تشكيل مىدهد و يا جزء آن مىباشد . در صورت دوم - كه عامل كثرت بيرون باشد - آن امر بيرونى از ماهيت و عارض بر آن ، يا عرض لازم ماهيت است و يا عرض مفارق آن مىباشد . بنابراين ، سبب و موجب كثرت يك ماهيت عقلًا از چهار حال بيرون نيست : 1 - آن كه تمام ذات آن ماهيت باشد ؛ 2 - آن كه جزء ذات آن باشد ؛ 3 - آن كه عرض لازم آن باشد ؛ 4 - آن كه عرض مفارق آن باشد ؛ امّا سه فرض نخست محال و نشدنى است ، زيرا ماهيتى كه تمام يا جزء ذات آن و يا