تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
على أحدِ وجهَيْنِ : إمّا طولًا ، و إمّا عرضاً ؛ و الكثرةُ طولًا ، أن يوجدَ هناك عقلٌ ثم عقلٌ إلى عددٍ معينٍ ، كلُّ سابقٍ منها علّةٌ فاعلةٌ للاحقِهِ مباينٌ له نوعاً ؛ والكثرةُ عرضاً : أن يوجدَ هناك أنواعٌ كثيرةٌ متباينةٌ ، ليسَ بعضُها علّةً لبعضٍ و لا معلولًا ، و هى جميعاً معلولاتُ عقلٍ واحدٍ فوقَها . ترجمه بايد دانست كه ماهيت جز با همراهى ماده نمىتواند تعدد افرادى پيدا كند . برهان اين مدعا آن است كه : كثرت عددى يا تمام ذات ماهيت را تشكيل مىدهد ، يا جزء ذات را و يا امرى خارج از آن مىباشد . در سه فرض اوّل ، تحقق حتى يك فرد از ماهيت هم امكان ندارد ، زيرا تحقق هر فرد توأم با كثرت آن مىباشد و هر كثيرى ، متشكل از چند فرد است ، در حالى كه هر فرد از ماهيت ، چون مصداقى از ماهيت است ، بايد كثير باشد و خود اين كثير نيز بايد از چند فرد تشكيل شده باشد و در نتيجه تسلسل لازم مىآيد و هرگز به فرد نخواهيم رسيد . و وقتى فرد تحقق نيابد كثير هم پديد نمىآيد و اين خلاف فرض است . پس كثرت بايد امرى خارج از ماهيت و قابل انفكاك از آن باشد ؛ به گونه‌اى كه پيوستنش به ماهيت نياز به مادهء قبول كننده داشته باشد . لذا هر ماهيتى كه داراى افراد متعدد است ، مادى مىباشد . عكس نقيض اين قضيه آن است كه : هيچ ماهيت غير مادى - يعنى ماهيتى كه وجودش مجرد است - كثرت افرادى ندارد . بله ، ممكن است كثرت عددى به اين نحو در عقل مجرد راه يابد كه افراد يك نوع مادى ، مثل نوع انسان ، با حركت جوهرى از مرحلهء ماديت و امكان به در آمده و به آستانهء تجرد و فعليت بار يابند ، كه در اين صورت تميز فردى دوران ماديّت را در حال تجرد نيز همراه خواهند داشت . و چون وقوع كثرت افرادى در عقل مجرد ممتنع است ، اگر در آن جا كثرتى باشد ، كثرت نوعى خواهد بود ؛ به اين نحو كه انواع جداگانه‌اى از عقل مجرد هستند كه هر كدام
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 197 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى