تنها يك فرد دارند و اين كثرت به دو شكل قابل تصور است : طولى و عرضى . كثرت طولى آن است كه يك عقل به وجود آيد و در پسِ آن عقل ديگرى و همين طور ادامه يابد تا به تعداد معينى برسند ، به صورتى كه هر عقلى كه در رتبهء پيشين قرار گرفته است ، علت فاعلى براى عقل پسين بوده و يك نوعِ مباين با آن باشد . كثرت عرضى نيز آن است كه انواع متعدد جداگانهاى باشند ، كه نه علت يك ديگرند و نه معلول هم ، بلكه جملگى معلول عقلى هستند كه در رتبهء بالاترى قرار گرفته است .
شرح و تفسير
در اين فصل سه مطلب بيان شده است :
1 - ماهيت تنها در صورتى مىتواند داراى افراد مختلف و متعدد باشد كه مقارن با ماده و متعلق به آن بوده باشد ، اعم از آن كه ذاتاً و فعلًا متعلق به ماده باشد يا آن كه ذاتاً مجرد باشد و فقط در مقام فعل به ماده تعلق داشته باشد .
2 - نتيجهء مطلب فوق آن است كه در انواعى كه ذاتاً و فعلًا مجرد از مادهاند ، يعنى در عقول مجرده ، ابتداءاً كثرت افرادى تحقق نمىيابد ؛ يعنى وجود ابتدايى و بدون سابقه يك نوع مجرد ، بيش از يك فرد نمىتواند باشد .
3 - براساس اصولى كه در حكمت متعاليه به اثبات رسيده است ، من جمله حركت جوهرى اشتدادى ، نوع مادى مىتواند تكامل يابد و مجرد تام شود ؛ چنان كه نفوس مستعد انسانى با طى منازل وجودى به تجرد تام مىرسند و در اين صورت تمايز وجودىِ نخستين خود را به همراه مىبرند و بدين نحو نوعى كثرت افرادى در عالم عقول راه مىيابد .
4 - علاوه بر كثرت افرادى ياد شده ، دو نوع كثرت در عالم عقول قابل تصور است ، يكى كثرت طولى و ديگرى كثرت عرضى . كثرت طولى آن است كه عقول متعدد هر كدام علت ديگرى باشد و رتبهء هر كدام مقدم بر رتبهء ديگرى باشد و كثرت عرضى
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٨