بيانگر ارتباط ميان عوالم هستى است . در اين آيه خداى سبحان مىفرمايد :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »
حاصل فرمايش صاحب الميزان در ذيل اين آيهء شريفه بدين قرار است :
1 - حكمى كه در اين آيهء شريفه بيان شده شامل هر چيزى است كه بر آن « شىء » اطلاق مىشود . اوّلًا در اين آيه ، نكره در سياق نفى آمده است كه خود مفيد عموميت است و ثانياً اين عموميت با حرف « من » تأكيد شده است . پس معناى
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ »
آن است كه هر چيزى را و هر شيئى را در نظر بگيريد ، خزائن آن نزد ماست . البته بايد توجه داشت موجوداتى كه « عند اللَّه » هستند و در واقع « خزائن الهى » را تشكيل مىدهند ، باتوجه به مفاد خود آيه ، در اطلاق شىء داخل نمىشوند .
2 - اين آيهء شريفه دلالت دارد بر اين كه اشياى پيرامون ما ، مانند سنگ و چوب و آب و آتش و حسن و حسين و اين حيوان و آن حيوان ، هر كدام نزد خداوند خزائنى دارند ؛ يعنى براى تك تك اين افراد خزائنى است ، نه آن كه هر كدام يك خزانه داشته باشد ، يا براى هر نوعى خزائنى باشد ، بلكه هر فرد براى خود خزائنى دارد .
3 - از دنبالهء آيه كه مىفرمايد :
« وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »
دانسته مىشود قدر و اندازه و حدّ هنگام آفرينش اشيا در اين جهان ( عالم ماده ) با آنها همراه گشته است و وجودى كه آنها در خزائن دارند ، خالى از قدر و حدّ و اندازه است . به ديگر سخن :
خزائن الهى اين حدود و اندازهها و مقاديرى را كه در عالم ماده است ، ندارند .
4 - از آن جا كه « خزائن » به صورت جمع آمده است نه مفرد ، به ضميمهء مطلب پيشين ، كه اين خزاين خالى از حدّ و قدر مىباشند ، دانسته مىشود كه هر كدام از آنها در طول ديگرى است و ميان آنها ترتب وجودى برقرار است و محدود نبودن هر يك از آنها نسبى و مقايسهاى است ؛ يعنى هر خزانه در مقايسه با خزائن مادون غير مقدر و بىحدّ است .
5 - خزائن ياد شده در آيهء شريفه متصف به « عندنا » شده است . يعنى اين خزائن