اشراق و اصحاب حكمت متعاليه همگى بر آن اتفاق نظر دارند ، اگر چه در جزئيات آن اختلاف دارند ، امّا سخن دربارهء عليت عالم مثال نسبت به عالم ماده چندان روشن نيست . لذا بايد ديد مؤلف قدس سره چه دليلى بر اين مدعا آورده است . دليلى كه از لابهلاى كلام ايشان مستفاد مىشود ، از مقدمات زير تشكيل مىگردد :
1 - عالم مثال قوىتر و شديدتر از عالم ماده است ؛
2 - حقيقت وجود ، يك حقيقت تشكيكى است ؛
3 - تشكيك حقيقت وجود ، تشكيك خاصى است ؛
4 - در جايى كه تشكيك خاصى حاكم باشد ، وجودى كه قوىتر است تقدم علىّ دارد بر وجودى كه ضعيفتر مىباشد .
بنابراين ، عالم مثال كه قوىتر از عالم ماده است ، در سلسلهء تشكيكى حقيقت وجود ، مقدم بر عالم ماده و علت آن مىباشد .
استاد مصباح استدلال فوق را ناتمام مىداند و عموميّت مقدمهء سوم را نمىپذيرد .
به عقيدهء ايشان ممكن است ميان دو وجود كه يكى قوىتر از ديگرى است ، تشكيك عامى برقرار باشد نه تشكيك خاصى . يعنى در عين حال كه يكى ضعيفتر از ديگرى است ، وجود ضعيف متقوم به وجود قوى نيست ، مانند نور لامپ صد ولتى كه ضعيفتر از نور لامپ پانصد ولتى است ، امّا متوقف بر آن و متقوم به آن نيست . البته علامهء طباطبائى قدس سره در جاى خود تشكيك خاصى حقيقت وجود را با بيان خاصى اثبات مىكنند ، امّا استاد مصباح آن بيان را ناتمام مىداند . لذا به عقيدهء ايشان اين احتمال وجود دارد كه عالم مثال و عالم ماده هر دو معلول عالم عقل باشند « 1 » .
مطلب سوم
سومين مطلب در مورد رابطهء اين عوالم سه گانه آن است كه نظامهاى موجود در
هامش
( 1 ) . ر . ك : تعليقة على نهاية الحكمه ، شمارهء 461