عالمهاى سه گانه با هم مطابق و هماهنگ است ، اگر چه هر عالمى نظامى مناسب با مرتبهء وجودى خود دارد . اين مطلب نتيجهء مستقيم مطلب دوم است ، زيرا پس از آن كه ثابت شد عالم عقل ، علت عالم مثال و عالم مثال ، علت عالم ماده است و از سوى ديگر هر علتى كمال معلول خود را به گونهاى برتر و شريفتر دارا مىباشد ، اين نتيجه به دست مىآيد كه همهء كمالات عالم ماده و تمام نظامهاى موجود در آن ، به نحو شريفترى در عالم مثال موجود است ؛ چنان كه همهء كمالات و نظامهاى عالم مثال ، در عالم عقل به نحو شريفترى تحقق دارد .
به بيان ديگر : عالم عقل صورت بالاتر و كاملتر عالم مثال و عالم مثال نيز صورت بالاتر و كاملتر عالم ماده است . هر چيزى كه در عالم ماده است ، وجود برتر و منزه از مادهاش ، در عالم مثال است و نيز هر چيزى كه در عالم مثال است وجود برتر و حقيقت منزه از ماده و مقدار و حد و اندازهاش در عالم عقل است :
چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آن چه در بالاستى
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى
براى توضيح بيشتر بايد بگوييم : رابطهء عالم عقل و مثال و ماده رابطهء علت و معلول ، متجلى و جلوه ، ظاهر و مظهر و محيط و محاط است . عالم عقل محيط بر عالم مثال و عالم مثال محيط بر عالم ماده است . در واقع باطن و اصل عالم ماده همان عالم مثال و حقيقت و باطن و اصل عالم مثال همان عالم عقل است . از اين رو كه درك عميق حمل حقيقت و رقيقت در فهم رابطهء ميان اين عوالم مىتواند بسيار راهگشا باشد .
سخنى از الميزان
مؤلف بزرگوار قدس سره بيانى دقيق و عميق در تفسير آيهء 21 از سورهء حجر دارد كه