2 - جوهر نفسانى كه ذاتاً مجرد است ، ولى در مقام فعل وابسته و متعلق به ماده است .
3 - جوهر جسمانى كه داراى ابعاد مكانى و زمانى است . جوهر جسمانى نزد حكماى مشّا به نوبهء خود از دو جوهر ديگر تشكيل شده است : يكى ماده و ديگرى صورت .
4 - ماده يا هيولى كه جوهرى مبهم و بدون فعليت است . اين جوهر در نظر حكماى مشا در همهء اجسام ، اعم از فلكى و عنصرى موجود است .
5 - صورت كه حيثيت فعليت هر موجود جسمانى را تشكيل مىدهد و منشأ آثار ويژهء هر نوع مادى است .
در بخش ششم كتاب ، تحت عنوان مقولات عشر ، به تفصيل دربارهء اين جواهر پنجگانه بحث شد و آنچه در آن بخش بيان شد ، مطابق با آراى حكماى مشا و بيانگر نظرات ايشان است ، مگر در پارهاى موارد « 1 » .
چنانكه ملاحظه مىشود در ميان انواع ياد شده ، جوهرى به نام جوهر مثالى كه ذاتاً از ماده مجرد باشد ، امّا آثار آن را داشته باشد ، به چشم نمىخورد . از اين رو ، نزد اين دسته از مشائيان ، عالمى به نام عالم مثال وجود ندارد . چنان كه استاد مصباح در تعليقهء بر نهاية الحكمه آوردهاند :
مشهور ميان حكما آن است كه ماسوى اللَّه تعالى در تقسيم نخستين به دو بخش منقسم مىشود : 1 - عالم ماديات ، كه همان عالم اجسام است همراه با مواد و صورتها و اعراض و نفوس متعلق به آن . 2 - عالم مفارقات كه همان عالم عقول
هامش
( 1 ) . مؤلف قدس سره در پايان فصل اوّل از آن بخش خود به اين حقيقت تصريح كرده و فرمودند : « والابحاث فى هذه المقولات و انقساماتها الى الانواع المندرجة تحتها طويلة الذيل جداً ، و نحن نلخص القول على ما هو المشهور من مذهب المشائين ، مع اشارات الى غيره »