شرح و تفسير
در اين فصل ابتدا مفهوم « حيات وحىّ » توضيح داده مىشود و آن گاه دو برهان براى اثبات حىّ بودن واجب تعالى ارائه مىگردد .
تحليل مفهوم حيات
واژهء حيات ، كه مرادف فارسى آن زنده بودن است و موجود حىّ يعنى موجود زنده ، دو اطلاق دارد :
1 - اين كه شىء به گونهاى باشد كه رشد و نموّ داشته و تغذيه و توليد مثل كند . اين معناى حيات كه بر گياه و حيوان ، هر دو اطلاق مىشود ، مستلزم نقص و نيازمندى است ، چه لازمهء رشد و نموّ آن است كه موجود رشد يابنده ، در آغاز فاقد كمالى باشد و در اثر عوامل بيرونى تغييراتى در آن پديد آيد و تدريجاً به كمال جديدى دست يابد .
2 - اين كه شىء به گونهاى باشد كه بداند و با اختيار خود كار انجام دهد . اين معناى حيات مفهومى كمالى است و هر چند مصاديق امكانى آن ، توأم با نقصها و محدوديت هايى است ، امّا مىتوان براى آن مرتبهاى نامتناهى در نظر گرفت كه هيچ نقص و محدوديت و نيازى نداشته باشد .
مسلماً آن چه به عنوان يكى از اوصاف واجب تعالى مطرح مىشود ، حيات به معناى دوم آن است . پس موجود حىّ و زنده يعنى موجودى كه علم دارد و با اختيار خود كار انجام مىدهد . بنابراين ، حيات يا به معناى مبدئيت براى ادراك و فعل و به تعبير ديگر مبدئيت براى علم و قدرت است و يا چيزى است كه علم و قدرت با آن ملازم بوده و از آن جدا نمىشود .
بايد توجه داشت كه مؤلّف قدس سره در بدايه دو احتمال را مطرح مىكند : يكى آن كه حيات مبدأ علم و قدرت باشد ، كه به يگانگى حيات با علم و قدرت مىانجامد و