تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
روشن شدن معنا و ماهيت قدرت بايد توجه داشت كه : اوّلًا : قدرت تنها در مورد فعل به كار مىرود نه انفعال ؛ يعنى قدرت فقط بر « مبدئيت براى فعل » اطلاق مىگردد ، نه مبدئيت براى انفعال ؛ بر خلاف قوه كه بر هر دو قابل اطلاق است . انفعال و اثر يك شىء از شىء ديگر ، خواه شديد باشد و خواه ضعيف ، قدرت ناميده نمىشود . ثانياً : مبدئيت فاعل نسبت به هر فعلى « قدرت » به شمار نمىرود ، بلكه در صورتى قدرت خواهد بود كه فاعل نسبت به آن فعل ، علم و آگاهى داشته باشد . از اين رو ، مبدئيت فاعل‌هاى طبيعى كه فاقد آگاهىاند ، قدرت ناميده نمىشود ؛ مثلًا در مورد آتش كه مبدأ حرارت است ، گفته نمىشود : آتش قادر بر ايجاد حرارت مىباشد . ثالثاً : « 1 » در مورد هر فعلى كه فاعلش از آن آگاه است و علم به آن دارد ، « قدرت » اطلاق نمىشود ، بلكه قدرت فقط در مورد فعلى به كار مىرود كه اولًا فاعل به آن علم دارد و ثانياً : علم فاعل به آن فعل ، او را بر انجامش بر انگيخته است . بنابراين ، مبدأ و مصدر بودن انسان مثلًا نسبت به افعال طبيعى مربوط به بدنش ، هم چون حركت قلب و اعمال دستگاه گوارشى ، قدرت نيست ، اگر چه انسان از آن آگاه باشد . قدرت تنها در مورد فعلى به كار مىرود كه فاعل بداند آن فعل براى او ، خير است . علم به خير بودن يك فعل براى فاعل تنها در جايى است كه آن فعل كمال براى او باشد ، كه در نتيجه اقتضاى انجام آن در خود فاعل نهفته خواهد بود . اگر فرض شود كه فاعل مىداند فلان فعل براى او خير بوده و كمالى است كه اقتضايش در ذات نهفته است ، فاعل خود به خود به سوى آن فعل برانگيخته مىشود ، نه آن كه يك نيروى بيرونى او را بر انجام آن كار ملزم سازد و كار را بر وى تحميل كند . بنابراين ، قدرت با
هامش
( 1 ) . كلام مؤلف قدس سره در اين جا به اين قيد سوم صراحت ندارد ، امّا در نهايةالحكمة تعريف قدرت را به صورت‌كامل‌ترى آورده‌اند . توضيحات فوق ، با توجه به كلمات ايشان در نهايةالحكمة است