لفظى است و اشكال فوق در صورتى وارد است كه ما در مقام ارائهء تعريف حقيقى براى حركت باشيم .
تعريف حركت نزد ارسطو
تعريف سوم : حركت ، كمال اول است براى شىء بالقوه ، از آن جهت كه بالقوه است .
اين تعريف از ارسطو « 1 » نقل شده است .
براى روشن شدن اين تعريف بايد ابتدا توضيحى در بارهء واژهء « كمال » بدهيم . كمال در فلسفه به معناى فعليت ، دارايى و وجود است و غير از كمالى است كه در علم اخلاق مطرح مىشود . در علم اخلاق ، كمال و نقص براساس معيارهاى عقل عملى سنجيده مىشود ، اما در فلسفه مسائل ارزشى نقشى ندارد و معيارهاى عقل نظرى در آن حاكم است . در فلسفه بحث بر سر وجدان و فقدان وهستى و نيستى است . آنچه وجدان و هستى است ، كمال و آنچه فقدان و نيستى است ، نقصان به شمار مىرود ؛ خواه از بايستىها باشد و خواه از نبايستىها و خواه اساساً از حوزهء علم اخلاق بيرون باشد .
بايد توجه داشت كه كمال شىء از آن جهت كه آن شىء بالفعل است ، با كمال آن
هامش
( 1 ) . ارسطو يا ارسطاطاليس در سال 384 پيش از ميلاد در « استاگيرا » يكى از بلاد « مقدونيه » متولد شد . خانوادهاش يونانى و پدرش طبيب بود . در هيجده سالگى در آتن به آكادمى درآمد و تا وفات افلاطون ، يعنى مدت بيست سال ، از شاگردان او بود . در چهل و يك سالگى به معلمى اسكندر معروف تعيين شد و چند سالى به تربيت او اهتمام ورزيد . سپس به آتن برگشته در گردشگاهى بيرون آن شهر به تعليم پرداخت . حكمت او به حكمت مشاء موسوم است ، چه ارسطو تعليمات خود را ضمن گردش افاضه مىكرد . حوزهء درس ارسطو تا زمان مرگ اسكندر در آتن داير بود . اما از آنجا كه مردم آتن از آن پادشاه دلخوش نبودند ، پس از مرگ او ، ارسطو نتوانست در آتن بماند . او يك سال پس از مهاجرت از آتن در سن شصت و سه سالگى درگذشت . از ارسطو مصنفات بسيار بازمانده كه تقريباً جامع همهء معلومات آن زمان ، به استثناى رياضيات است . اما ظاهراً آن آثار را به قصد اينكه آثار قلم او باشد ننوشته و چنين مىنمايد كه غرضش ثبت و يادداشت مطالب بوده و دربارهء برخى از رسائل مىتوان معتقد شد كه تحرير شاگردان اوست . بىشك او از بزرگترين فيلسوفان جهان است كه تأثيرى شگرف و دراز آهنگ بر تاريخ تفكر بشر از خود به جاى گذاشته است