تغير تدريجى ، حركت ناميده مىشود .
اما تغير دفعى دگرگونى و تحولى است كه دفعتاً و آناً صورت مىپذيرد ؛ يعنى هيچ فاصلهء زمانى ميان موقعيت سابق و موقعيت جديد وجود ندارد ، بلكه در يك نقطهء مشخص ، يك شىء تبديل به شىء ديگر مىشود ؛ مانند رسيدن متحرك به نقطهء پايان حركت . متحرك اگرچه مسافت ميان نقطهء آغاز حركت و نقطهء پايانى را به تدريج و در طول زمان مىپيمايد ، اما رسيدنش به نقطهء پايانى ، دفعى و در يك آن مىباشد . حتى تبديل حالت سكون به حالت حركت نيز دفعتاً انجام مىگيرد . شىء ساكن وقتى شروع به حركت مىكند و حالت قرار و ثبات خود را به تغير و تحول تبديل مىكند ، اين تبديل سكون به حركت آنى و بدون هيچ فاصلهء زمانى ميان حالت سكون و حالت حركت انجام مىپذيرد .
نكته قابل توجه در اينجا آن است كه تغير دفعى هرگز بدون حركت تحقق نمىيابد ، بلكه هميشه در ضمن يك حركت و به طفيل يك تغير تدريجى و مستمر است كه تغيرات دفعى وآنى پديد مىآيند . برهان اين مدعا بدين شرح است :
پديدهاى كه در اثر تغير دفعى بهوجود مىآيد ، حادث زمانى است و بر اساس اين اصل كلى كه : « كل حادثٍ زمانيٍّ مسبوقٌ بقوةٍ و مادةٍ تحملها » بايد پيش از آن پديده ، قوه و امكان آن در يك ماده تحقق داشته باشد . البته اين پيشى ، زمانى است . پس بايد يك وجود ممتد و مستمر ، كه در طول زمان تحقق مىيابد ، در آنجا وجود داشته باشد ؛ يعنى يك وجود سيال و تدريجى و اين همان حركت است . بنابراين ، وجود حركت در كنار هر تغير دفعى ، اجتنابناپذير است .
تغيرات دفعى ، در واقع بر حدود آنى حركت منطبق مىشود ؛ مثلًا وقتى جسم از نقطهء « الف » به سوى نقطهء « ب » حركت مىكند و فاصله ميان آن دو را تدريجاً طى مىكند ، اگرچه گذر و حركت ازنقطهء « الف » به « ب » در طول زمان انجام مىگيرد و يك تغير تدريجى است ، اما در طى اين حركت يك سرى تغيرات دفعى نيز مىتوان در
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٨