1 - ملازمهء ميان خروج از قوه به فعل و حدوث تغير در ذات و يا صفات شىء
خارج شدن شىء از قوه به فعل مستلزم پيدايش تغير در ذات و يا در احوال ذات آن شىء است . به بيان ديگر هرگاه يكى از قواى يك شىء به فعليت مىرسد ، آن شىء دگرگون و متحول مىشود و وضعيت دومش با وضعيت نخستين آن متفاوت مىباشد ؛ حال اگر آن فعليت جديد ، از نوع جوهرى باشد ، تغير و تبدل در ذات و جوهر شىء حاصل مىآيد ؛ مانند آنجا كه خاك تبديل به گياه مىشود ، اگر آن فعليت جديد ، عرضى باشد ، تغير و تبدل در حالت و امور عارض بر ذات آن خواهد بود ؛ مثل سيبى كه قوه قرمز بودنش به فعليت مىرسد .
اين مطلب از نتيجهء چهارم - كه در فصل پيشين بيان شد - به دست مىآيد در آنجا گفته شد كه پيدايش حوادث زمانى ملازم با حصول تغيير و تحول در جواهر و يا اعراض است . در اينجا مىگوييم : خروج شىء از قوه به فعل مستلزم پيدايش تغيير در ذات ( / جوهر ) و يا حالت ذات ( / عرض ) مىباشد . ارتباط اين دو مطلب از آنجا ناشى مىشود كه : « پيدايش حوادث زمانى مسبوق به قوه است » . به مقتضاى اين اصل ، هرگاه پديدهاى حادث مىگردد ، قوهاى به فعليت رسيده است ؛ از آن سو ، هرگاه قوهاى به فعليت مىرسد ، پديدهاى حادث گشته است . پس اگر پيدايش حوادث زمانى ملازم با حصول تغيير و تحول در جواهر و يا اعراض است ، خروج شىء از قوه به فعل نيز مستلزم تغيير در ذات و يا حالت ذات مىباشد .
2 - تقسيم تغير به دفعى و تدريجى
تغير بر دو قسم است : الف - تغير تدريجى . ب - تغير دفعى . تغير تدريجى ، دگرگونى و تحولى است كه در طول زمان تحقق مىيابد ؛ يعنى ميان متبدل و متبدلٌاليه فاصلهء زمانى وجود دارد ؛ مانند آنگاه كه شىء از نقطهء الف به نقطهء ب منتقل مىشود .